رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي
و اين از جمله ضروريات تحمل اعباء رسالت است تا شرح صدر نباشد هر سؤال را جواب با صواب ميسر نيايد و تا تيسير امور از جهت غيب نباشد مكافحهء اعدا كه بادشاهان زمين باشند بوجود نيايد و تا فصاحت لسان نباشد بتبليغ رسالت ربّ العزّة صورت نگيرد و از جمله آنها سؤالى هست كه باعانت ديگرى در امر رسالت تعلق دارد و اين را به وزارت تعبير رفته و در جاى ديگر به ردءا يصدقنى تقرير كرده شد باز اينجا سه صفت در باب وزارت طلب كردند يكى من اهلى هارون اخى و اين صفت از جهت خصوص حال بود كه حضرت موسى را غير حضرت هارون در آن وقت كسى به اين امر قائم نمىتوانست شد نه شرط وزارت مطلقا الخ ازين عبارت واضحست كه در زمان حضرت موسى كسى غير حضرت هارون به وزارت حضرت موسى عليهما السّلام قائم نمىتوانست شد پس معلوم شد كه حضرت هارون افضل اهل زمان خود بعد حضرت موسى عليهما السّلام بوده و قاضى عياض بن موسى اليحصبى در شقافى تعريف حقوق المصطفى بعد ذكر جواب از حديث مشتمل بر قصه حضرت موسى عليه السّلام با خضر گفته و هذا الحديث احدى حجج القائلين بنبوة الخضر لقوله فيه انا اعلم من موسى و لا يكون الولىّ اعلم من النّبىّ و امّا الانبياء فيتفاضلون فى المعارف و بقوله ما فعلته عن امرى فدلّ انّه بوحى و من قال انّه ليس بنبىّ قال يحتمل ان يكون فعله بامر نبى آخر و هذا يضعف لانه ما علمنا انّه كان فى زمن موسى عليه السّلام نبىّ غيره الّا اخاه هارون و ما نقل احد من اهل الاخبار فى ذلك شيئا يعول عليه ازين عبارت ظاهرست كه در زمان حضرت موسى سواى حضرت هارون عليهما السّلام كسى ديگر نبى نبود و هر گاه كسى ديگر سواى حضرت هارون در زمان حضرت موسى عليهما السّلام نبى نباشد بلا شبه افضليت حضرت هارون از جميع امّت حضرت موسى عليهما السّلام محقق گردد زيرا كه بنا بر اين سواى حضرت موسى