و حضرت هارون عليهما السّلام همه يا غير نبى باشند و نبى از غير نبى بلا شبه و ريب افضل است پس حضرت هارون عليه السّلام بلا شبه از جميع امّت موسويه افضل باشد بالجمله دلالت اين حديث شريف بر آنكه منزلت جناب امير المؤمنين عليه السّلام نزد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم افضل و اعلى و ارفع و اسمى و اشرف و اسنى و اعلى و انمى و اصفى و اجلى و اولى از مرتبه هر كس بوده در كمال ظهورست چه هر گاه كسى بگويد كه زيد نزد بكر بمنزله فلان وزيرست نزد فلان سلطان و آن وزير افضل قوم نزد آن سلطان باشد هر كس را يقين حاصل گردد كه معناى اين كلام آنست كه چنانچه وزير افضل قوم است نزد سلطان همچنان زيد نزد بكر افضل قوم است و منكر اين دلالت منكر بديهى و قطعى و يقينى است و انكار افضليت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بعد ورود اين حديث غايت مكابره و عناد و نهايت و ممارات و لجاج است و هيچ عاقلى تجويز نتوان كرد كه با وصف مفضوليت جناب امير المؤمنين عليه السّلام به سه مرتبه و حضور سه كس افضل از آن حضرت معاذ اللَّه من ذلك آن حضرت را بمنزله حضرت هارون كه نزد حضرت موسى افضل قوم بود گردانند و و للّه الحمد و المنة كه شاه ولى اللَّه والد ماجد مخاطب اعتراف كرده كه معتبر در تشبيه اوصاف مشهوره مذكوره على الالسنه است ليكن از غايت انصاف اوصاف مشهوره حضرت هارون عليه السّلام را در سه چيز حصر كرده نبوت و خلافت در غيبت حضرت موسى و از اهل بيت حضرت موسى عليه السّلام بودن حال آنكه ظاهرست كه افضليت حضرت هارون بعد حضرت موسى عليهما السّلام نيز از اوصاف مشهوره است و از افاده خود شاه ولى اللَّه ظاهرست پس حسب افاده شاهصاحب وصف افضليت هم براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام نمىرساند و ان قاموا و قعدوا و تغيّروا او تربّدوا و از الطاف نامتناهيه الهيه آنست كه دلالت حديث منزلت بر افضليت جناب امير المؤمنين عليه السّلام دگر باره بكلام متانت نظام شاه ولى اللَّه ثابت مىشود چه او در قرة العينين در فضائل
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 842
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٨٤٢