و قد سالمت معاوية و بايعته فبايعوا له و ان ادرى لعله فتنة لكم و متاع الى حين و اشار بيده الى معاوية
و هر گاه دريافتى كه در تفسير شاهى مكررا نقل از كتاب الامامة و السياسة مىكند پس بدانكه عبارت شاهصاحب در باب سوم همين كتاب تحفه درباره تفسير شاهى كه حواله بان كردم و از آن مزيد اعتماد و اعتبار روايات اين تفسير واضحست در ذكر كتب اين ست اهل حقّ و اما تفاسير پس از آن جمله است تفسيرى كه منسوب مىكنند به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام رواه عنه ابن بابويه باسناده و رواه عنه غيره ايضا باسناده مع زيادة و نقصان و اهل سنت نيز از حضرت امام موصوف و ديگر ائمّه در تفسير روايات دارند چنانچه در در منثور مبسوطاند و در تفسير شاهى مجموع و مضبوط امّا آنچه شيعه از جناب ائمه روايت مىكنند هرگز با آن مطابق نمىشود انتهى ازين عبارت ظاهرست كه تفسير شاهى از تفاسير اهل سنت است و رواياتى كه در تفسير شاهى از امام حسن عسكرى و ديگر ائمّه عليهم السّلام منقول است روايات اهل سنت است و آن روايات مضبوط است و بمجموع بودن آن درين تفسير و در منثور شاهصاحب افتخار و استبشار دارند و بمبالغه در ادّعاى عدم مطابقت روايات شيعه با اين روايات بطلان و هوان روايات شيعه العياذ باللّه من ذلك در قلوب معتقدين خود راسخ مىسازند بس به حمد اللَّه حسب اعتراف شاهصاحب كمال اعتماد و اعتبار روايات كتاب الامامة و السياسة كه از آن در تفسير شاهى جابجا نقل واقع است ثابت و محقق گرديد و عبارت فاضل رشيد الدين خان تلميذ رشيد شاهصاحب در باب تفسير شاهى در ايضاح لطافة المقال اين است و چگونه از اهل سنت اتحاد اعتقاد شيعه متعارفه با جناب امام رضا رضى اللَّه عنه متوهم شود حال آنكه حضرت امام از ائمّه اهل سنت و معتقد فيه ايشان بودند كما يدل عليه ما مرّ نبذ من فضائله الجلية التى كاد ان يكون له نسبة الذرة الى البيضاء و القطرة الى الداماء و اكثر ائمّه حديث
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 838
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٨٣٨