تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
عليه و آله و سلّم اثبات نبوت براى آن حضرت بر تقدير عدم اختتام نبوت نمىفرمود چه اين اثبات دلالت واضحه دارد بر آنكه براى ثبوت نبوت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مانع جز اختتام نبوت نبود و اگر با وصف فقدان شرائط نبوت و تحقق موانع يعنى عدم عصمت و فقدان افضليت و تحقق مفضوليت از شيخين بلكه ثلاثه چنانچه حضرات سنيه گمان مىبرند معاذ اللَّه من ذلك اثبات نبوت بر تقدير عدم اختتام آن جائز باشد لازم آيد كه براى سائر ناس اثبات نبوت بر تقدير عدم اختتام آن جائز باشد زيرا كه چنانچه عدم عصمت و عدم افضليت مانع از حصول نبوّت است همين است حال ديگر مواقع كه در ديگر مردم متحقق است كه در اصل مانعيت همه موانع شريك‌اند و اگر با وصف تحقق بعض موانع اثبات نبوت بر تقدير عدم اختتام نبوت جائز باشد در صورت تحقق موانع ديگر اثبات نبوت برين تقدير چرا جائز نباشد بالجمله اثبات نبوت و لو على سبيل الفرض و التقدير در حق كسى كه حصول نبوت براى او ممتنع و محال برين تقدير هم باشد نهايت مستهجن و مستقبح و منكر است و عقل هيچ عاقلى آن را قبول نتوان كرد و الّا لازم آيد كه براى فساق و فجّار و اشرار كفار هم اثبات نبوّت برين تقدير جائز باشد معاذ اللَّه من ذلك و به اين تقرير متين مندفع شد توهم اين معنى كه ارشاد لو كان لكنته از قبيل تعليق محال بالمحال است و آن دلالت بر استحقاق حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نبوت را ندارد تا افضليت و عصمت و اعلميت و ارجحيت آن حضرت ثابت شود زيرا كه اگر چنين تعليق روا باشد و بهتان اسلاف سنيه كه بغرض معارضه فضائل جناب امير المؤمنين عليه السّلام در حق عمر بافته‌اند لو لو كان بعدى نبىّ لكان عمر سمت صحت داشته باشد لازم آيد تجويز لو كان بعده نبى لكان ابا جهل او ابا لهب و هل يصدر هذا الا ممن
سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ
بالجمله ظاهرست كه چنانچه موانع نبوت مثل سبق كفر و عدم عصمت و فقدان افضليت از جميع در عمر غير مفقود است همچنان موانع نبوت در أبى جهل و ابو لهب از كفر