اقتدا كن پس هر چه در تورات حرام كرده باشد كه در قرآن بحلال او آيتى ناسخ نيامده باشد آن بر قرار خود حرام باشد و در قرآن جاى نيامدهست كه خرگوش را بر شما حلال كرديم حرام باشد بر اين معنى برفت انتهى ازين عبارت ظاهرست كه علاء الدولة بر حرمت خرگوش استدلال نموده به آنكه در تورات حرمت آن مصرّحست و هر چه در تورات حرام باشد و در قرآن شريف آيت ناسخ آن نيامده باشد آن چيز بر قرار خود حرامست پس معلوم شد كه احكامى كه در توراة مذكورست و در قرآن شريف خلاف آن مذكور نيست معتمد و معتبرست و ردّ و ابطال آن نه توان كرد و چون امامت حضرت هارون و اولاد امجاد آن حضرت در توراة مذكورست و خلاف آن در قرآن شريف مذكور نيست بلكه
اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي
مؤيد امامت حضرت هارونست لهذا احتجاج و استدلال به آن صحيح باشد و متين نه لائق ردّ و توهين فاستبصر و لا تكن من الغافلين دوم آنكه شاهصاحب در باب نبوّت از همين كتاب تحفه فرمودهاند عقيده نهم آنكه مبعوث الى الخلق كافة در زمان خسرو پرويز محمد بن عبد اللَّه بن عبد المطلب بود صلّى اللَّه عليه و سلّم من عند اللَّه نه على بن أبى طالب بن مطلب و حضرت جبرئيل امين خداست بر وحى از طرف خود باورى نياورده و در اداء رسالت خيانت نه كرده و نيز معصومست از سهو و خطا درين امور عظام درين امر غلطى نه كرده و اشتباه او را واقع نشده غرابيه كه سابق حالشان گذشت در باب اول مخالفت اين عقيده دارند و جبرئيل را لعنت كنند و در اين جا نصوص قرآنى و اخبار ائمه اهلبيت آوردن خالى از سماجتى نيست و معهذا اسكات خصم هم نمىكند زيرا كه چون تهمت بر جبرئيلست قرآن و شرائع همه از حيز اعتبار افتاده و اهلبيت چرا مخالفت منصب حد خود كه ايشان را به او شرف حاصلست خواهند گفت ناچار از توراة و انجيل نقل بايد آورد كه غير اهيه هم اين قدر معتقد پيش بندى جبرئيل نيستند كه در آن كتب هم نعت و سلم درج مىكرد كه آخر مرا به او سر و كارى شدنيست و اگر اين احتمال هم ؟ ؟ ؟