بسيارى ازين عبارات ثابت شد لازم آمد كه حسين عليهما السلام هم امام باشند و با وصف ثبوت امامت حسنين عليهما السّلام احتمال تقدم اجنبى بر جناب امير المؤمنين عليه السّلام خلاف اجماع و صريح البطلان و واضح الاستبشاعست چه كسى قائل به آن نيست كه حسنين عليهما السلام امام مفترض الطاعة بنصّ بودند و جناب امير المؤمنين عليه السلام امام بى فاصله نبوده بلكه معاذ اللَّه متاخر بود از ثلاثه كه باعتراف اكابر سنيّه غير منصوص كه استدلال بعبارات توراة بر امامت حضرت هارون و اولاد امجاد آن حضرت بر جاى خويش نيست كه تحريف و تبديل توراة و سقوط آن از اعتبار بتصريح علماى كبار هويدا و اشكارست پس جوابش به چند وجهست اوّل آنكه امير اقبال بن سابق سجستانى در مجلس بست و ششم از مجالس علاء الدولة مىگويد فرموده يعنى علاء الدولة كه چوپان آهوى فرستاده بوده و سلام رسانيده و گفته اگر ما را معين شود جهاد از مازندران كس فرستيم و خدمت شيخ را خبر كنيم و نيازمندى نموده كه گوشت صيدست بخورند حلال باشد مرا حكايت امير نوروز ياد آمد آنگاه كه در خراسان بود من رفته بودم به زيارت مشهد طوس او بشنيده با پنجاه سوار در عقب من بيامد و گفت مىخواهم كه مادام در خراسانى با تو باشم بارى چند روز صحبت افتاد يك روز آمد دو خرگوش آورد كه من خود زدهام بخور گفتم خرگوش هر كه زند نخواهم خورد گفت چرا گفتم بقول جعفر صادق حرامست چون از بزرگان يكى حرام داشتهست ناخوردن بهتر بود برفت ساعت ديگر باز آمد به او دانشمندى ملازم بود فقيه بحاثى با خود بياورد اين دانشمند پرسيد خرگوش را بچه سبب حرام مىگويى گفتم بقول جعفر صادق گفت او نيز درين قول مستمسكى داشته باشد با تقرير بايد كرد گفتم مستمسك او قرآنست بدليل نص مىگويد گفت در قرآن كجاست گفتم در تورات صريح فرموده كه خرگوش حرامست و در قرآن فرموده كه
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
يعنى اين انبياء مذكور كسانى را كه هدايت نموده خداى تعالى بهدايت ايشان