تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
مىبود و غيرى تنفيذ آن نمىكرد مگر بنيابت آن حضرت و لا ضير فيه و چونكه جناب امير المؤمنين عليه السّلام نازل منزله حضرت هارون عليه السّلامست لهذا با وصف وجود آن حضرت تنفيذ احكام حق ديگرى نيست بالجمله عاقل يلمعى را درين تهافت و تناقض رازى رئيس الفحول و سرعت ذهول و شدت غفول اين حاوى معقول و منقول تامّل و تدبّر بايد كرد و بحقيقت انصاف و امعان عمدهء اكابر و اعاظم قوم پى بايد برد كه بمقام ردّ خلافت حضرت هارون عليه السّلام چنان افاده مىفرمايد كه هارون شريك موسى عليهما السّلام در نبوت بود پس اگر حضرت موسى استخلاف هارون عليهما السّلام نمىكرد لا محاله حضرت هارون عليه السّلام قيام بامر امت مىكرد و اين استخلاف نمىباشد على الحقيقة زيرا كه قيام حضرت هارون عليه السّلام بامر امت جز اين نيست كه بسبب نبى بودن آن حضرت بود و اين افاده نهايت صريحست در آنكه محض نبوت براى قيام امر امّت و تنفيذ احكام كافيست و ثمرهء كه بر خلافت مترتب مىشود براى نبى به غير استخلاف هم ثابت مىشود و در مقام جواب از افتراض طاعت حضرت هارون عليه السّلام اين افاده سابقه خود را پس پشت انداخته نبوّت را براى تنفيذ احكام كافى نمىداند و به اين سبب بقاء حضرت هارون را بعد حضرت موسى عليهما السّلام مستلزم ثبوت رتبه تنفيذ احكام براى حضرت هارون عليه السّلام نمىانكارد و بين الكلامين تهافت صريح و تناقض فضيح و جواب از شبه رازى و اتباعش كه قيام حضرت هارون عليه السّلام بامر امت بسبب نبوت بود و استخلاف مفيد آن نيست از بيان سابق پر ظاهرست زيرا كه غرض اهل حقّ دلالت استخلاف حضرت هارون عليه السّلام بر ثبوت ثمره خلافت براى آن حضرتست و آن بهر تقدير حاصلست خواه اين ثمره براى حضرت هارون قبل از استخلاف حضرت موسى عليهما السّلام ثابت باشد و اين استخلاف موكّد آن گردد و خواه اين ثمره از وقت استخلاف ثابت باشد بلكه ثبوت اين ثمره از قبل براى ثبوت مطلوب