تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
مگر معزول عن العقل و السمع و بعيد از اتباع دين و شرع و زعم وجود ارجح از آن جناب باطلست بدلائل غير محصوره كه نبذى از ان سابقا گذشته و بسيارى از ان از مباحث آيت ظاهر مىشود و اعتراف خود شاهصاحب بفقدان نصّ بر ثلاثه استيصال اين وهم باطل و زعم لا حاصل مىكند چه هر گاه نص بر جناب امير المؤمنين عليه السّلام بدلالت حديث منزلت و ديگر دلائل كثيره متحقق گرديده و فقدان نصر بر ثلاثه حسب افاده شاهصاحب و تصريحات ديگر ائمه سنيّه ظاهر و باهر پس زعم ارجحيت ثلاثه خود به خود پاشيد و هباء منبثا گرديد و آنچه رازى در تاييد جواز تولى غير نبى تنفيذ احكام را افاده كرده كه از مذهب اماميه آنست كه موسى عليه السّلام استخلاف كرد هارون عليه السّلام را بر قوم خود اگر هارون متمكن مىبود از تنفيذ احكام قبل اين استخلاف نمىبود براى استخلاف فائده پس ثابت شد كه هارون عليه السّلام قبل استخلاف مىبود احكام از جانب حق تعالى بود اگر چه منفذان نبود انتهى محصّله پس غرابت آن خود ظاهرست كه اولا استخلاف حضرت هارون عليه السّلام را منسوب باماميّه تنها نمودن وجهى ندارد كه به حمد اللَّه سابقا دانستى كه استخلاف حضرت هارون عليه السّلام حسب افادات نحارير اساطين سنيّه ثابتست و خود رازى هم در تفسير كبير اثبات آن نموده ليكن بمقام مناظره اهل حق سر از قبول آن تافته راه توجيه و تاويل عليل و انكار و ابطال پى سپر ساخته و درين جا استخلاف آن حضرت از خصائص مذهب حق پنداشته بطلان آن معاذ اللَّه در اذهان همج رعاع انداخته و ثانيا آنكه اين افاده رازى صراحة مبطل افاده سالفه اوست كه قبل ازين در مقام انكار استخلاف حضرت هارون و حمل اخلفنى بر استظهار و تاكيد قيام حضرت هارون را بامر امت حضرت موسى به غير استخلاف حضرت موسى هم بسبب نبوت لازم و واجب دانسته و استخلاف و عدم استخلاف را سواسيه انگاشته و اينجا بر استخلاف ترتب فائده جديده واجب دانسته و تنفيذ احكام را موقوف بر استخلاف گردانيده و محض نبوت حضرت هارون را براى تنفيذ احكام كافى نفهميده و سابقا دانستى