تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
جناب امير المؤمنين عليه السّلام در حال حيات جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بلكه در زمان سابق از ان كما يدل عليه خبر الفردوس مثل اثبات نبوت براى جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قبل از وجود ظاهرى آن حضرتست كه جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قبل از حضرت آدم ع هم نبى بوده گو وقت تصرف آن جناب در امور خلق و ظهور در دنيا متأخر بوده باشد پس اگر جناب امير المؤمنين عليه السّلام در دار دنيا در حيات جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم متصف به وصف امامت و ولايت باشد و تصرف كلى آن جناب متأخر گردد چه جاى استعجاب ست و محمد بن يوسف شامى افاده كرده كه اگر كسى را والى ولايتى گردانند و امر كنند او را كه تصرف در آن به زمان مستقبل كند در اين صورت حكم ولايت براى او از وقت والى كردنش ثابت خواهد شد گو تصرف او متأخر باشد تا زمان مجى آن وقت كه در ان مامور به تصرف شده پس همچنين تاخر تصرف كلى جناب امير المؤمنين عليه السّلام از حيات جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مستلزم عدم حصول حكم ولايت و امامت براى آن جناب در حالت حيات آن سرور صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و موجب امتناع اجتماع نبوت جناب خاتم النبيين و امامت حضرت امير المؤمنين نمىگردد و از غرائب امور آنست كه شاهصاحب در باب يازدهم در ذكر اوهام مىفرمايند نوع نهم اخذ القوة مكان الفعل مثل آنكه گويند حضرت امير در حضور آن جناب امام بود قوله ع انت منّى بمنزلة هارون من موسى پس اگر بعد از وى امام نباشد عزل وى لازم آيد و عزل امام جائز نيست حال آنكه حضرت امير در حضور آن جناب ص امام بالقوه بودند نه امام بالفعل و عزل امام بالقوة بمعنى عدم نصب او جائزست لوجود الارجح منه انتهى شاهصاحب درين عبارت سراسر جسارت بسبب تسلّط و هم و اختلاف فهم و هم را بأهل حق عائد مىسازند و از وهن و هوان زعم صريح الخسران