ظاهر العوار و بهتانيست واضح الشنار و دلالت اين عبارت بر آنكه خلافت حق جناب امير المؤمنين عليه السّلام بود و صرف آن به ديگران وجهى از جواز نداشت به چند وجهست اول آنكه هر گاه عبد الرحمن بيعت عثمان كرد آن حضرت بعبد الرحمن ارشاد فرمود كه چيست اين اول روزى كه تظاهر كرديد شما بر ما و اين كلام صريحست در آنكه تظاهر از عبد الرحمن و ياران او درين روز و قبل آن بر آن جناب واقع شده دوم آنكه قول آن حضرت فصبر جميل دلالت صريحه دارد بر آنكه از عبد الرحمن و احزاب او ظلم صريح و عدوان قبيح بر آن حضرت بر آن صبر جميل اختيار فرموده سوم آنكه قول آن حضرت و اللَّه المستعان على ما تصفون دلالت صريحه دارد بر آنكه عبد الرحمن و اخوان او ظلم بر آن حضرت كردند و اذيت بآنحضرت رسانيدند كه آن جناب از حق تعالى استعانت بر وصف ايشان خواسته چهارم آنكه قول آن حضرت و اللَّه ما ولّيت عثمان الخ صريحست در آنكه غرض عبد الرحمن از توليت عثمان نه خدا ترسى و پرهيزگارى و رعايت حق و ديندارى بود بلكه بمحض تسويل و خدع هواى نفس و طمع زخارف دنياى دنيّه و دوختن چشم بر حكومت و رياست باطله مخزيه بوده پنجم آنكه قول آن حضرت و اللَّه كلّ يوم فى شان دليل صريحست بر تكدر و تالم و تاذّى آن حضرت از فعل شنيع عبد الرحمن و احزاب او و غرض آن حضرت از اين ارشاد آنست كه حق تعالى بعد اين جزاى اين ظلم و جور بشمار خواهد رسانيد و ذائقه عذاب خزى در دنيا و اقتحام دركات سعير در آخرت خواهد چشانيد ششم آنكه قول عبد الرحمن يا على لا تجعل على نفسك الخ دليل صريحست بر آنكه عبد الرحمن كلمات معجز آيات جناب امير المؤمنين عليه السلام را موجب ظهور كمال خزى و هوان و وضوح غايت حيف و عدوان و انكشاف اقصاى جور و طغيان و انصراح منتهاى ظلم و شنان خود و احزاب خود دانسته تهديد آن حضرت معاذ اللَّه من ذلك اغاز نهاده هفتم آنكه از قول راوى مخرج على و هو يقول
يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ
ظاهرست كه جناب امير المؤمنين عليه السلام بعد منع و تهديد عبد الرحمن عنيد مكدّر و منغّص شده از نزد او