تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
بايد ديد و بحقيقت غور عقل و ديانت و فضل و امانت ايشان بايد رسيد كه هر گاه اهل حقّ اثبات خلافت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بحديث منزلت خواهند و عموم منازل را بتقريرات سديده ذكر كنند با وصفى كه تصريحات ائمه اصول شان هم مثبت ؟ ؟ آنست راى منع اين عموم برخيزند و شاهصاحب بادعاى لزوم كذب معصوم بر تقدير عموم خاك مذلّت بر سر اسلاف خود بيزند و رازى چندان مستغرق اثبات عموم و استغراق المبالغه و اغراق شود له منازل منفيه را هم داخل منازل هارونيه سازد و هر گاه آفت عظيم بر تقدير پس عموم موهوم بر سر او رسيد اعنى إفضاء آن بمدّت نواصب بى دين و معاديان جناب امير المؤمنين عليه السّلام ثابت گردد ازين عموم مدخول نكول و عدول اختيار سازد و منع تناول منازل منفيه خلافت غير منصوصه پردازد و اصلا دليلى براى اين منع نه آرد و از لزوم كذبى كه بر تقدير عموم مدعاى اهل حقّ بسبب خروج بعض منازل شاهصاحب لازم كرده‌اند حسابى برندار و اما جواب دوم پس ركاكت و سخافت ان ظاهرست چه بعد اعتراف بتناول منازل جميع حالات را بعد وفات سرور كائنات عليه و آله آلاف التحيات اخراج ما بعد زمان عثمان بدليل مسقط دلالت حديث بر نفى امامت آن حضرتست زيرا كه خصم نيز همين كلام اعاده خواهد كرد كه فرض كرديم كه حديث شريف متناول منازل منفيه حضرت هارون عليه السّلامست ليكن عدم مباشرت عمل امامت بدليل خارجست پس معارضه كه رازى بر انگيخته باطل و از حليه صحت عاطل باشد تذييل جليل چون فخر رازى درين مقام باحتجاج جاحظ بر نفى امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام تشبث نموده چنانچه سابقا بقدح او درين حديث غدير دست انداخته لهذا درين مقام هم مثل سابق بعض مقالات جاحظ كه از آن تفضيل اهل بيت عليهم السّلام بر سائر ناس بابلغ وجوه و احسن طرق ظاهر مىشود مذور مىشود پس بايد دانست كه ابو اسحاق ابراهيم بن على الصرى المالكى در زهر الآداب و ثمر الالباب گفته فصل لابى عثمان عمرو بن بحر الجاحظ فى ذكر قريش و بنى هاشم قد علم النّاس كيف كرم قريش و سخاؤها و كيف عقولها و دهاؤها و كيف رايها و ذكاؤها