تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
هم امام نباشد اصلا خواه بنص باشد خواه به اختيار امت چه حضرت هارون بعد حضرت موسى عليهما السّلام اصلا امام نشده نه در مرتبه اولى نه در مرتبه رابعه نه بنصّ و نه به اختيار پس بجواب اين قول افاده اين معنى كه چون امامت حضرت هارون عليه السّلام به اختيار نبوده حديث منزلت امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام را بعد عثمان كه به اختيار امت بوده متناول نخواهد شد اصلا ربطى بمقام ندارد چه تناول اگر باثبات اراده كرده پس بما نحن فيه اصلا مناسبتى ندارد و ما خود قائل‌ايم كه حديث منزلت مثبت خلافت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در مرتبه رابعه كه به اختيار امت بوده حسب ما يراه المخالفون نيست چه امامت حضرت هارون على تقدير حياته بعد موسى عليهما السّلام بنصّ مىبود نه به اختيار امت و نيز بلا فصل فاصل مىبود نه بتخلل ثلثهء اجنبيه و اگر غرض رازى آنست كه بر تقدير تعميم منازل و اراده منازل مثبته و منفيه هر دو كما صرح به فى جواب الوجه الاول نفى خلافت منصوصه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام لازم مىآيد نه نفى خلافتى كه به اختيار امت باشد پس بطلان آن در كمال عيانست چه خودش بجواب وجه اول بقول خود و هذا القول يدخل تحته احوال هارون نفيا و اثباتا همه احوال منفيّه را هم داخل ساخته و ظاهرست كه نفى خلافت على الاطلاق خواه منصوصه باشد خواه به اختيار امت درين احوال داخلست چه حضرت هارون را بعد حضرت موسى عليهما السّلام اصلا خلافت حاصل نشده و نه بنص و نه به اختيار پس اگر احوال منفيه حضرت هارون عليه السّلام داخل حديث منزلت سازند بلا شبه نفى خلافت على الاطلاق درين حديث داخل شد و آن مستلزم نفى خلافتست على الاطلاق از جناب امير المؤمنين عليه السّلام خواه خلافت بنص باشد خواه به اختيار و اخراج نفى خلافت به اختيار از منازل منفيه انكار هدايت و مصادمت صراحتست آرى اگر مراد احوال مثبته باشد البته درين احوال مثبته خلافت به اختيار امت داخل منازل حضرت هارون عليه السّلام نيست و آن براى اهل حقّ سراسر سودمند و نافع و براى رازى و اهل نحله او سم ناقع‌ست بالجمله عاقل يلمعى را اضطراب و تهافت و مزيد عناد و تعصّب ائمه قوم به نظر بصيرت
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 580 | السيد مير حامد حسين الهندي