محقّقين و اساطين دين سنيه كه فضائح و قبائح جاحظ توده توده نقل مىكنند بنهايت مرتبهء جلالت و عظمت مترقى ساخته و ظاهرست و لا كظهور النار على العلم و النور فى الظلم كه تنها جاحظ در چه حساب اگر صد تا امثال جاحظ مخالفت اجماع اهل اسلام نمايند خللى در اجماع امت نمىاندازد و بنيان مرصوص حجيت اتفاق اعلام شيعه و سنى را متزلزل نمىسازد خصوصا وقتى كه اين خلاف مفضى بامر ظاهر البطلان و مثبت مذهب نواصب بى ايمان باشد كه مثل اين خلاف اگر از علماى سنيه هم سرزند قادح اجماع معتبر نمىتواند شد بلكه چنين خلاف قدح صريح و طعن فضيح در حق مخالفين ثابت مىنمايد و اگر حضرات سنّيه را بمقابله اهل حقّ استناد و احتجاج بقول جاحظ با اين همه فضائح و قبائح روا باشد لازم آيد كه اين حضرات را بمقابله اهل حقّ احتجاج و استدلال باقوال و هزليات جميع ملاحده و كفار و سائر فسّاق اشرار كه كارى بدين و مذهب ندارند و هر چه در دل شان مىآيد بر زبان مىآرند روا باشد و لا يرضى عاقل فضلا عن فاصل علاوه برين همه شناعت و فظاعت و سماجت و بشاعت تمسّك و تشبث و احتجاج و استدلال بقول جاحظ بمثابهء ظاهر و مستنيرست كه خود رازى بعد اين تشبث تبرّى و تحاشى و تنصّل و بيزارى از آن آغاز نهاده بقول خود و ان سلمنا انعقاد الاجماع و لكن نحن لم نذكر ما قلنا للاستدلال هبوط قول جاحظ از رتبه احتجاج و استدلال ظاهر فرموده و ناهيك به دليلا ظاهرا و برهانا باهرا على انّ قول الجاحظ لا يصلح للاستدلال و انّه من فضيح الهذر و المقال و صريح الهذيان و الضلال و شنيع الكذب و الافتعال و ازينجا ظاهر مىشود كه رازى حديد النظر را بعد قدح چنين اجماع قوى معتمد و اتفاق متين معتبر بقول جاحظ فاقد البصر ندامتى رو داده تخليص خود از عار و شنار نصب و عداوت امام الاخيار خواسته در مقام اعتذار و فرار ازين خطاى صريح الهوان و الصغار آهنگى غريب برداشته كه از غايت تهافت و تناقض و نهايت عجز و انتشار و اقصاى اختلال و اضطرار خبر مىدهد كه اولا ادعا كرده كه او
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 574
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٧٤