خلافت نمىتواند شد شانزدهم آنكه براى مزيد تصديق و تحجيل مخاطب نبيل و رفع مرتبه او از تكذيب و تحصيل در زعم دلالت حديث منزلت بر نفى خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام افاده والد ماجد او اعنى حضرت شاه ولى اللَّه كه محامد و مناقب او خود فوق الوصف تقرير مىكند و در همين باب او را آيتى از آيات الهى و معجزه از معجزات نبوى قرار داده نيز كافيست زيرا كه سابقا شنيدى كه حضرت او در ازاله الخفا گفته حاصل آنست كه حضرت موسى در وقت غيبت خود از بنى اسرائيل بسوى طور حضرت هارون را خليفه ساخت پس حضرت هارون جمع كرد در ميان سه خصلت از اهل بيت حضرت موسى بود و خليفه او بود بعد غيبت او و نبى بود آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم چون مرتضى را خليفه ساخت در غزوه تبوك مرتضى تشبيه پيدا كرد به حضرت هارون در دو خصلت اول خلافت در وقت غيبت و بودن از اهلبيت نه در خصلت ثالثه كه نبوتست اين معنى با خلافت كبرى كه بعد وفات آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم باشد هيچ ربطى ندارد ازين عبارت ظاهرست كه حضرت هارون عليه السّلام جامع سه منزلت بود و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با حضرت هارون عليه السّلام در دو منزلت مشابهت پيدا فرموده يكى خلافت در وقت غيبت و ديگر بودن از اهلبيت نه در منزلت ثالثه كه نبوتست پس ادّعاى دلالت حديث منزلت بر سلب خلافت از جناب امير المؤمنين عليه السّلام بزعم بودن سلب خلافت از منازل هارونيه خلاف اين افادهست صراحة هفدهم آنكه قول شاه ولى اللَّه اين معنى با خلافت كبرى الخ دلالت صريحه دارد بر آنكه مدلول حديث منزلت منحصرست در اثبات تشبيه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با حضرت هارون عليه السّلام در دو امر پس ادّعاى دلالت اين تشبيه بر سلب خلافت هم باطل باشد هيجدهم آنكه نيز در ازالة الخفا گفته بمنزله هارون من موسى نوعى از تشبيهست و معتبر در تشبيه اوصاف مشهور و مذكوره على الالسنهست اوصاف دور و دراز به همان ماند كه شخصى از زيد بمنزله الاسد انياب و و بر بفهمد يا شركت در سبعيت ادراك نمايد مشهور از خصائل حضرت هارون همان خصال ثلاثهست
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٥٠