تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
اهل سنت انكار دلالت اين حديث شريف بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام نمىكنند بلكه آن را دليل خلافت آن جناب مىدانند لكن توجيه آن محض بطريق طرح افكار و دريافت سعى علماى اماميه در دفع انظار وارده بر آن مىكنند و اين توجيه شان مثل ايراد انظار و ابحاث بر مسائل مسلّمه‌ست مثل توحيد و نبوت و امثال آن پس بلا شبه ظاهر شد كه اين توجيهات حضرات سنيه متضمن دفع دلالت حديث منزلت بر خلافت از صميم قلب نيست بلكه اين توجيهات نزدشان هم باطل و از عليه صحت عاطلست پس هر گاه حال توجيهات سنيه در دفع دلالت حديث منزلت بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام به اين مثابه باشد بلا شبه دعوى دلالت اين بر سلب خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام قطعا و حتما از واقعيت و صحت بمراحل دور و من لم يجعل اللَّه له نورا فما له من نور چهاردهم آنكه نيز در ايضاح گفته و بنده پر گناه را هم از جواب اين حديث و حديث من كنت مولاه محض طوالة الكلام مع الأحباء و طرح المسائل لتوارد افكار الاذكياء منظورست تا ببينند كه تقرير جناب در ابرام مرام كه خلافت بلا فصل امير انام باشد چگونه بر كرسى مىنشيند نه معاذ اللَّه انكار دلالت اين خبر بر اصل خلافت جناب حيدر انتهى ازين عبارت سراسر متانت بكمال وضوح و ظهور لامع و ساطع‌ست كه انكار دلالت حديث منزلت بر اصل خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام نهايت شنيع و فظيع و بغايت قبيح و فضيحست كه فاضل رشيد استعاذه از آن به حق تعالى مىنمايد و جواب خود را ازين حديث بلكه حديث غدير هم محمول بر محض اطاعت كلام با احباب و طرح مسائل براى توارد افكار اذكياى آن جناب مىفرمايد يعنى اين جواب را از ظاهر آن كه اصرار بر انكارست صرف مىكند و اعتقاد خود را بدلالت حديث منزلت بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام قرينه عدم انكار مىگرداند پس هر گاه انكار دلالت حديث منزلت بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام نزد فاضل رشيد نهايت قبيح و شنيع و لائق تعيير و تنديد و قابل استعاذه از ان بربّ مجيد باشد و بتاكيدات سديده و تصريحات عديده دلالت آن بر صحت امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام ثابت كند در كمال شناعت و فظاعت