تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
و چگونه مفاد حديث اين نقيصه را متناول و شامل باشد پس به حمد اللَّه و حسن توفيقه چنانچه شش وجه براى ابطال دعوى دلالت حديث منزلت بر سلب خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از كلام خود مخاطب مفيد حاصل شد همچنان نه وجه از كلام تلميذ رشيد مخاطب وحيد براى ابطال اين دعوى نا سديد بهم رسيد و الحمد للَّه الولىّ المجيد الفعّال لما يريد الماحق لتزويقات كلّ مبطل عنيد و گمان مبر كه اعتراف فاضل رشيد و همچنين اعتراف شاهصاحب بدلالت اين حديث بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام منافى ادّعاى دلالت آن بر نفى خلافت آن جناب نيست بايد توهم كه مراد از خلافت مثبته خلافت در مرتبه رابعه است و مراد از خلافت منفيه خلافت در مرتبه اولى پس تنافى و تهافت لازم نه آيد زيرا كه بديهيست كه اين تاويل وقتى لائق اصغا مىبود كه صحت خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بقيد ما بعد زمان عثمان از حديث ظاهر مىشد پس البته در اين صورت دلالت بر خلافت مرتبه رابعه دلالت بر سلب خلافت مرتبه اولى ممتنع الاجتماع نمىبود و هر گاه ظاهرست كه اين قيد در حديث مذكور نيست پس دلالت آن يا بر خلافت بى فاصله‌ست كما يظهر من تقريرات اهل الحق و يا غاية الامر دلالت آن بر خلافت مطلقست بى قيد عدم فصل و بى قيد مرتبه رابعه پس مدلول اين حديث خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام خواهد شد مطلقا بى آنكه اين خلافت بقيدى از عدم فصل يا فصل مقيد باشد و ظاهرست كه ثبوت چنين دلالت هم منافى دلالت آن بر نفى امامت آن حضرتست بالبداهة و حاصل كلام آنست كه حديث منزلت حسب تقريرات اهل حقّ بمنزله ارشاد انت خليفتى بلا فصلست و حسب اعتراف شاهصاحب و فاضل رشيد بمنزله انت خليفتى و انت خليفتى را شاهصاحب و فاضل رشيد گو به نظر دلائل مزعومه خارجيه ما دلّ مىسازند بخلافت مرتبه رابعه ليكن فى نفسه مطلقست بى قيد پس اين كلام فى نفسه دلالت بر سلب خلافت نمىتواند كرد بلكه دليل خلاف آنست و اما اينكه سنّيه آن را بسبب دلائل مزعومى حمل بر خلافت مرتبه رابعه مىكنند پس اين معنى موجب رفع منافات ان با دلالت بر سلب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 549 | السيد مير حامد حسين الهندي