بليغ بر معترض آغاز نهند و گويند كه اين معترض مفتريست و اساءت ادب بشريعت مىكند و بذكر تجويز نكاح مادر و خواهر و دختر اشاعت فاحشه مىنمايد پس هر عاقلى بداهة مىداند كه اين طعن و تشنيع مفتى و اولياى او بر معترض متوجه نخواهد شد بلكه با وصف برائت معترض از ان ابن طعن و تشنيع متوجه به خود مفتى خواهد شد و زيادت شناعت و فظاعت فتواى او به اين طعن و تشنيع ظاهر خواهد گرديد يعنى واضح خواهد شد كه اين فتواى او بمثابه شنيع و فظيعست كه هر گاه معترض بيان لازم صريح اين فتوى كه در حقيقت تفصيل اجمال آنست بغرض ابطال آن نمود خود مفتى و اولياى او هم اين تفصيل را نهايت شنيع و فظيع دانستند و تبرى و تحاشى از ان آغاز نهادند و الزام آن را افترا انگاشتند حال آنكه لزوم آن صريحست كه به هيچ وجه انكار آن نتوان كرد پس همچنين اشاعره هر گاه عدم امتناع صدور قبائح از حق تعالى بمدّ و شدّ تمام مقرر كردند بلكه اثبات امتناع قبائح را بر او تعالى شانه شنيع و قبيح و موجب تحكيم عقل بر حق تعالى و سبب محكوميت او تعالى شانه دانستند و نيز قبح عقلى را راسا انكار كردند بلا شبه بر ايشان تجويز بعث موصوف به رذائل لازم آمد پس طعن و تشنيع ابن روزبهان بر اين الزام كه صراحة غرض از ان ابطال اين مذهب شنيعست مشابه و مماثل طعن و تشنيع همان مفتى و اولياى اوست بر ذكر معترض لزوم حلّيت نكاح مادر و خواهر و دختر بر فتواى تحليل نكاح محارم بلكه بالاتر از آنست كه ابن روزبهان در مقام ديگر اين لازم را ثابت هم كرده و رازى هم آن را ثابت نموده پس صنيع شنيع ابن روزبهان افحشست از انكار و فرار اين مفتى و اولياى او و لنعم ما قال فى احقاق الحق و انما الذى حمل الناصب على هذا التشنيع عجزه عن الجواب و انحرافه عن سمت الحق و الصواب كما حكى ان رجلا رأى فقيها ناقصا
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 497
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٩٧