و شناعت اين خرافت بالاتر از انست كه كسى متصدى شرح و بيان آن تواند شد هر مسلمى را بسماع آن ارتعاد قلب و درد جگر دست مىدهد و اطفال اهل اسلام از آن تحاشى مىكنند و خنده بر ريش قائل آن مىزنند معاذ اللَّه هر گاه امورى كه باعث اهانت و مذلت و حقارت و رسواى و فضيحت و سبب نفرت و استيحاش و مباعدت و عدم استيناس بر انبيا عليهم السّلام جائز گردد پس اعتماد بر دين و شرائع مرسلين چه طور توان كرد ازين مقام و از عبارت اربعين رازى و عبارت اصفهانى و كلام اعور شانى كه سابقا گذشته مىتوان دريافت كه اين حضرات را رد فضل جناب امير المؤمنين عليه السّلام و ابطال دلائل امامت آن حضرت بمثابه بى خود و بيحواس ساخته و چندان گرفتار عجز و اضطرار نموده كه آخرها باثبات نقص و عيب و اهانت نبى معصوم رو مىآرند و آن را سهلتر از اعتراف به حق مىپندارند چه قبل ازين دانستى كه رازى در اربعين خلافت حضرت هارون را موجب نقصان و هوان آن حضرت دانسته حال آنكه خلافت آن حضرت بنص قرآن و تصريحات علماى اعيان و تصريح خود رازى جليل الشأن واضح و عيانست و اصفهانى هم بتقليد رازى اين خلافت را موجب منقصت دانسته و در اين جا رازى تجويز امرى را كه باعث نفرت و اهانت حضرت هارون عليه السّلام باشد التزام كرده بلكه تجويز منفرات در حق جميع انبيا بكمال ثبات جاش و نهايت انبساط و انتعاش ظاهر نموده و اعور بتصريح تمام استخلاف حضرت هارون عليه السّلام را بموجب فتنه و فساد عظيم اعنى شرك و كفر و عبادت عجل گردانيده و ابو الليث سمرقندى هم از بعض حكما تقريرى آورده كه از آن صراحة ظاهرست كه استخلاف حضرت
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 482
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٨٢