ثابت بود هفتاد دوم و هفتاد و سوم آنكه نيز در صواقع گفته و لأنّه لمّا كان هارون المشبه به خليفة لموسى فى حياته بعد غيبته دلّ ذلك على تخصيص خلافة علىّ للنّبيّ بحياته بعد غيبته اين عبارت به دو وجه دلالت دارد بر خلافت حضرت هارون عليه السلام اول آنكه قول او لمّا كان هارون الخ دليل صريحست بر آنكه حضرت هارون خليفه حضرت موسى عليهما السلام بود در حيات آن حضرت بعد غيبت دوم آنكه لفظ ذلك در قول او دلّ ذلك اشارهست و نيز بايد دانست كه سناء اللَّه پانىپتى كه تلميذ رشيد شاه ولى اللَّهست و مخاطب او را بيهقى وقت مىدانست كما فى اتحاف النبلاء نيز اثبات خلافت حضرت هارون عليه السلام بنهايت وضوح نموده بطلان زعم استاد عالى تبار و فساد مزعوم مخاطب عمدة الاحبار هويدا و اشكار ساخته چنانچه در سيف مسلول گفته و بر تقدير شمول گوييم كه منزلت هارون منحصر بود در دو چيز استخلاف در مدت غيبت و نبوت چون نبوت را استثنا كرد باقى نماند مگر استخلاف مدت غيبت الخ اين عبارت به دو وجه دلالت دارد بر خلافت حضرت هارون اول قول او منزلت هارون منحصر بود در دو چيز استخلاف در مدّت غيبت صريحست در استخلاف حضرت هارون عليه السلام در مدت غيبت و اين وجه هفتاد و چهارمست دوم آنكه قول او باقى نماند مگر استخلاف مدت غيبت دلالت دارد بر ثبوت منزلت استخلاف مدت غيبت براى حضرت هارون عليه السلام و اين وجه هفتاد و پنجمست و اگر اولياى شاهصاحب را افادات والد حقيقى و هم افادات والد معنويشان اعنى كابلى و هم افاده بيهقى وقت شان اعنى پانىپتى مقنع نشود اينك به حمد اللَّه ابطال دعوى منافات نبوت با خلافت از افادات خودشان در وجوه آتيه باثبات رسانم هفتاد و ششم آنكه خود شاهصاحب بجواب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 412
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤١٢