تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
على ادنى المراتب كذا فى التقويم و ينبغي ان يكون مقدما على القياس كخبر الواحد ازين عبارت ظاهرست كه بودن اجماع در چيزى كه سبق خلاف در آن نشده بمنزله مشهور از حديث مستلزم آنست كه جاحد آن كافر نشود و لكن جائزست زيادت به آن كه آن در معنى نسخست و نيز بودن اجماع بمنزله صحيح از آحاد موجب آنست كه موجب عمل باشد پس اين عبارت هم دلالت دارد بر آنكه بودن چيزى بمنزله چيزى مستلزم ترتب احكام شيء ثانى براى شيء اولست پس بودن جناب امير المؤمنين عليه السّلام بمنزله حضرت هارون عليه السّلام مثبت مراتب حضرت هارون عليه السّلام براى آن حضرت خواهد بود پنجاهم آنكه شيخ عبد الحق در شرح مشكاة گفته انت منى بمنزلة هارون من موسى گفت سعد بن أبى وقاص كه از عشره مبشره است كه گفت آن حضرت مر على را رضى اللَّه عنه تو به نسبت من بجاى هارون به نسبت موسى كه برادر وى و خليفه وى بود الّا انّه لا نبىّ بعدى مگر فرق همين است كه نيست پيغمبر بعد از من و هارون پيغمبر بود و تو پيغمبر نه الخ ازين عبارت ظاهرست كه شيخ عبد الحق جزما و حتما حديث منزلت را دليل عموم منازل مىداند زيرا كه قول او مگر فرق همينست الخ دليل صريحست بر آنكه او فرق را در حضرت هارون و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منحصر ساخته در آنكه نبوت براى حضرت هارون عليه السّلام ثابتست و براى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ثابت نيست و هر گاه فرق در حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت هارون عليه السّلام منحصر باشد در نبوت و عدم آن پس قطعا و حتما بكمال وضوح ظاهر خواهد شد كه غير نبوت جميع منازل حضرت هارون عليه السّلام اعنى خلافت و افتراض طاعت و عصمت و اعلميت و سائر صفات افضليت براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 362 | السيد مير حامد حسين الهندي