حجر مكى كه بتقليد جرجانى در آن گرفتار شد صحيح باشد لازم آيد كه اين همه آيات كه تخصيص در آن واقع شده حجج ضعيفه باشد يا حجت نباشد پس استدلال اهل اسلام به اين آيات بر مسائل شرعيه و احكام دينيه كه از ان مستفادست مخدوش و موهون گردد معاذ اللَّه من ذلك
كلام صاحب تحفه كه لازمهى متصل بودن استثناء و استفاده عموم منزلت از حديث منزلت تكذيب گفتار پيامبر است و رد آن به شصت وجه
قوله پس اگر استثنا را متصل گردانيم و منزلت را بر عموم حمل كنيم كذب در كلام معصوم لازم خواهد آمد اقول للّه الحمد و المنة كه از مباحث سابقه بكمال وضوح و ظهور بر ارباب ادراك و شعور كالنور على شاهق الطور متبين گرديد كه استثنا متصلست و منزلت محمولست بر عموم و خروج بعض افراد غير متبادره مضرتى نمىرساند بعموم مراد و اللَّه الهادى الى طريق الرشاد و لقم السداد و العاصم عن الايغال فى مهامه العناد و هر گاه بزعم شاهصاحب حمل استثنا بر اتصال و اثبات عموم مستلزم ثبوت كذب در كلام معصوم باشد بحيرتم كه بعد ثبوت اين اتصال بدلائل باهره و براهين زاهره كه بعض آن سابقا گذشته و ورود استثناى متصل صريح در روايات امام احمد بن حنبل و امام نسائى و ديگر اعلام كه الا النبوة بجاى
الا انه لا نبى بعدى
روايت كردهاند اولياى شاهصاحب سرهاى خود بكدام سنگ خارا حواله مىسازند و در تفصّى از اعضال عويص و اشكال شديد لزوم كذب كه شاهصاحب بمزيد جسارت متفوه بان شدهاند كدام حيله مىانگيزند و براى صيانت اهل نحله خود ازين طعن سترگ و عيب بزرگ كدام رنگ مىريزند و بكدام تاويل عليل و توجيه ركيك مىآويزند همانا ناچار بمزيد انتشار و اضطرار آخر كار همت عالى را بر تصديق و تصويب شاهصاحب خواهند گماشت و اعراض از لزوم كذب در كلام معصوم بر تقدير اتصال و اراده عموم و انحراف ازين الزام مذموم و ايراد مرجوم و اعتراض ملوم كه بغايت سخافت