بسبب دلالت عرف يا نقل موجب بطلان اتصال استثنا و ثبوت عدم عموم در غير ما اخرجه الدليل نخواهد شد بالجمله ازين وجوه شافيه كافيه بعنايت الهى كالشمس فى رابعة النهار واضح و آشكار گرديد كه استدلال شاهصاحب بانتفاى اخوت نسبيه و مثل آن بر انقطاع استثنا از غرائب استدلالات و عجائب احتجاجاتست كه هيچ عاقلى آن را بر زبان نتوان آورد و از همين جاست كه ابن حجر يكى بانتفاء اخوت و نبوت استدلال بر تخصيص عموم بر تقدير تسليم عموم نموده نه آنكه بان استدلال نفى بر دلالت لفظ منزله بر عموم كرده باشد در صواعق بجواب حديث منزلت گفته سلّمنا انّ الحديث يعمّ المنازل كلّها لكنه عامّ مخصوص إذ من منازل هارون كونه اخا و نبيّا و العامّ المخصوص غير حجة فى الباقى او حجة ضعيفة على الخلاف فيه ازين عبارت ظاهرست كه ابن حجر بعد تسليم دلالت حديث بر عموم كل منازل و شمول جميع مراتب استدلال بر مخصوصيت اين عامّ بانتفاى اخوت و نبوّت نموده نه آنكه بانتفاى اخوت و نبوت استدلال كرده باشد بر انقطاع استثنا و عدم دلالت لفظ منزلت بر عموم كما هو مزعوم المخاطب المخدوم و سابقا دريافتى كه تمسك قاضى عضد درين مقام بانتفاى نبوت كه ابن حجر هم تقليدش درين باب پيش گرفته نهايت سخيف و ركيكست تا آنكه شريف جرجانى هم وهن آن ظاهر ساخته اما تمسك بانتفاى اخوت بر مخصوصيت اين عام پس مدفوعست به آنكه سابقا دانستى كه مراد از منازل مثبته حسب تبادر منازل مشهوره معروفهست كه مثبت فضيلت دينيه باشد و اختصاص باهل ايمان داشته باشد پس انتفاى اخوت مانع دلالت لفظ منزلت بر عموم نخواهد بود امّا اينكه عام مخصوص حجت نيست يا حجّت ضعيفه است پس جوابش آنست
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 343
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٤٣