تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
عليه السّلام مفترض الطاعة بودن آن جناب بر جميع امت حضرت موسى عليه السّلام و عصمت و فصلت آن حضرت از كل امت موسويه‌ست بلا ريب پس جناب امير المؤمنين عليه السّلام هم معصوم و منقرض الطّاعة و واجب الاتباع نسبت جميع امت جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد و از كل امت آن حضرت افضل باشد پس امامت و خلافت آن حضرت ثابت شود بالبداهة و اليقين فاستبصر و لا تكن من الذاهلين نهم آنكه افاده سناء اللَّه پانىپتى كه ارشد تلامذه والد ماجد مخاطبست نيز رد و ابطال توهم مخاطب با كمال مىكند چه او منزلت هارون عليه السلام را منحصر در دو چيز كرده يكى استخلاف در مدت غيبت و ديگر نبوت چنانچه در سيف مسلول بعد نقل حديث منزلت گفته مىگويند كه منزلت اسم جنس مضاف بسوى علم پس عامست جميع مراتب را لصحة الاستثناء و چون مرتبه نبوت را استثنا نمو ديگر مراتب را شمول باقى ماند و هارون خليفه بود موسى را مفترض الطاعة و اين استدلال باطلست چرا كه اين خبر دلالت نمىكند بر شمول جميع مراتب كه هارون را بود بلكه سياق قصه دلالت دارد بر آنكه مراد استخلافست در مدت غيبت و اضافت براى عهد خارجيست و استخلاف در مدت غيبت دلالت ندارد بر خلافت بعد وفات آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم و كلمه الّا بمعنى غيرست براى دفع توهّم و بر تقدير شمول گويم كه منزلت هارون منحصر بود در دو چيز استخلاف در مدت غيبت و نبوت چون نبوت را استثنا كرد باقى نماند مگر استخلاف مدت غيبت انتهى ازين عبارت بنص صريح ظاهر مىشود كه منزلت حضرت هارون عليه السلام نزد سناء اللَّه منحصر بود در دو چيز يكى استخلاف در مدت غيبت و ديگر نبوت و انحصار دليل اشكارست بر آنكه افصحيت