خلافت بعد وفات مىتواند فهميد خصوصا به اين علاقه كه از عدم استحقاق خلافت عزل لازم مىآيد و از عزل تنفر خلايق متحقق مىشود بلكه مىتوان گفت كه اگر هارون بعد موسى زنده مىبود خليفه نمىشد بخلافت اصطلاحى زيرا كه خلافت اصطلاحى غير پيغمبر را لائقست نه پيغامبر را انتهى ازين عبارت ثابتست كه توهم دخول اخوت نسبيه و افصحيت و اكبريت سن در منازل حضرت هارون عليه السّلام كه جناب رسالت صلّى اللَّه عليه و سلّم اثبات آن براى جناب امير المؤمنين عليه السلام فرموده باطل محضست چه مراد ازين منازل بتصريح اين عبارت منازل مشهورهست و منازل مشهوره نزد شاه ولى اللَّه همان سه تاست كه بيان آن كرده نه غير آن پس اكبريت سن و مثل آن كه فرزند ارجمند شاه صاحب ذكر كرد و حسب افادهشان از اوصاف دور و درازست پس اثبات آن مثل اثبات انياب و اوبارست براى زيد بتشبيه زيد بمنزلة الاسد و اثبات الانياب و الاوبار لا يصدر الّا عمّن فهمه بار و عقله حار و و همه ثار و حدسه غار و راية عن السلامة عار و اگر اندك تامل به كار برى و تعصب و عناد را بكنار گذارى و همت را بتدبر و تامّل گمارى و حمايت باطل لازم نه پندارى قطعا و حتما و جزما و يقينا ازين افاده شاه ولى اللَّه مطلوب اهل حق مثل آفتاب روشن بر تو واضح و منجلى گردد و جميع تشكيكات و تلميعات خودشان و همه تلفيقات و تهويشات فرزند ارجمندشان از بيخ و بن بركنده شود چه هر گاه بتصريح ايشان اين حديث نوعى از تشبيهست و معتبر در تشبيه اوصاف مشهوره مذكوره على الالسنهست پس به حمد اللَّه مطلوب اهل حق بلا تجشّم مئونت احتجاج و استدلال ثابت شد چه بالبداهة و بالقطع از اوصاف مشهوره حضرت هارون
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٢١