تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
على الالسنه است و اوصاف مشهوره را در سه وصف حصر كرده و گفته كه اوصاف دور و دراز به همان ماند كه شخصى از زيد بمنزلة الاسد انياب و و بر بفهمد يا شركت در سبعيت ادراك نمايد در ازالة الخفا فرموده قوله صلى اللَّه عليه و سلم الا ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى اصل قصه آنست كه آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم متوجه شد بغزوة تبوك و حضرت مرتضى را در خانه گذاشت به جهت مصلحت خانه خود ازين وجه كونه ملالى بخاطر مرتضى بهمرسيد كه وقت جنگ چرا همراه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم نباشد آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم فرمود الا ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى اخرج الترمذى و الحاكم من حديث سعد سمعت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم يقول لعلى و خلّفه فى بعض مغازيه فقال له على يا رسول اللَّه تخلفنى مع النساء و الصبيان فقال له رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم اما ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى الّا انه لا نبوة بعدى حاصل آنست كه حضرت موسى در وقت غيبت خود از بنى اسرائيل بسوى طور حضرت هارون را خليفه ساخت پس حضرت هارون جمع كرد در ميان سه خصلت از اهلبيت حضرت موسى بود و خليفه او بود بعد غيبت او نبى بود آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم چون مرتضى را خليفه ساخت در غزوة تبوك مرتضى تشبيه پيدا كرد به حضرت هارون در دو خصلت اول خلافت در وقت غيبت و بودن از اهلبيت نه در خصلت ثالثه كه نبوتست اين معنى با خلافت كبرى كه بعد وفات آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم باشد هيچ ربطى ندارد زيرا كه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم در هر غزوه شخصى را