پس انتفاى آن را دليل عدم منازل گردانيدن طرفه ماجراست كه شاه صاحب بسكر هواى ابطال حق چنان مصعوق و مدهوش گرديدهاند كه بانتفاى شركت جناب امير المؤمنين عليه السلام در نبوت نفى عموم منازل ثابت مىنمايند و هنوز معناى فقره الا انك لست بنبى هم بخاطر فلك فرساى شان نرسيده هفتم آنكه بطلان و وهن تمسك شاه صاحب بانتفاى كبر سن و انتفاى افصحيت هم بعنايت ربانى و توفيق يزدانى از افاده تفتازانى و قوشجى واضح و لائحست زيرا كه چنانچه اخوت نسبيه بسبب ظهور انتفاى آن در حكم مستثناست و انتفاى آن قدح در عموم منازل مثبته فى المستثناست منه نمىكند همچنين انتفاى كبر سن و افصحيت بسبب ظهور انتفاى اين هر دو در حكم مستثناست و هرگز انتفاى اين هر دو امر قدح در عموم منازل نمىكند چه جا كه مثبت انقطاع استثنا باشد چنانچه مزعوم مخدوم القرومست فللَّه الحمد و المنة كه جواب انتفاى كبر سن و انتفاى افصحيت از همان يك فقره بليغه علامه قوشجى و تفتازانى برآمد و اهل حق را اصلا حاجت نيفتاد بمئونت دفع و ابطال و كفى اللَّه المؤمنين القتال هشتم آنكه از طرائف آنست كه شاه صاحب در قدح عموم منازل بانتفاى اخوت نسبيه و افصحيت و اكبريت سن چنانچه از افاده قوشجى و تفتازانى خبرى بر نداشتهاند و همت بتقليد كابلى مقصور ساخته همچنين بمخالفت افادات والد ماجد خود كه مدح و ثناء آن باغراق و اطرا در همين باب نموده مبتلا گرديدهاند زيرا كه از ارشاد جناب او هم بطلان توهم باطل و تخيل فاسد مخاطب ناقد واضح مىگردد زيرا كه جناب او تصريح فرموده به اينكه بمنزلهء هارون من موسى نوعى از تشبيه است و معتبر در تشبيه اوصاف مشهوره مذكوره
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣١٨