تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
كه قاضى عضد بذكر اخوت و نبوت استدلال بر ترك ظاهر حديث نموده و اين دلالت صريحه دارد بر آنكه ظاهر حديث شريف عموم منازلست لكن بزعم قاضى عضد ظاهر آن بسبب انتفاى اخوت نسبيه و نبوت متروك شده و اين معنى صراحة ابطال توهم دلالت انتفاى اخوت و نبوت بر انقطاع استثنا كه مزعوم مخاطب با حياست مىكند چه اگر اين معنى دلالت مىكرد بر انقطاع استثنا ظاهر حديث عموم منازل نمىبود و نه انتفاى اخوت و نبوت سبب ترك ظاهر مىگرديد كه سببيت اين هر دو امر براى ترك ظاهر دليل تحقق ترك ظاهرست و ترك ظاهر دليل تحقق ظاهرست و تحقق ظاهر منافى دعوى انقطاع استثناست بداهته و صراحة پس به حمد اللَّه و حسن توفيقه از اعتراف قاضى عضد بتحقق ظاهر ثابت گشت كه استثنا درين حديث متصلست و لفظ منزلت دلالت بر عموم منازل مىكند و خروج بعض منازل از منازل مثبتة فى الحديث منافى و مناقض اتصال استثنا و دلالت منزلت بر عموم نيست بلكه غايت امر بزعم قاضى عضد آنست كه خروج اخوت و نبوت دلالت مىكند بر آنكه اين عام مخصوصست و جواب اين زعم در ما بعد انشاء اللَّه تعالى بوجه وافى و شافى متبين مىشود سوم آنكه علّامه على بن محمد جرجانى در شرح مواقف در شرح قول عضد الدين كيف و الظاهر منزولا گفته أي و ان فرض ان الحديث يعم المنازل كان عاما مخصوصا لان من منازل هارون كونه اخا نسبيا و نبيّا اخل ازين عبارت ظاهرست كه هر چند سيد شريف به حركت عنيف بسبب مزيد حمايت مخالفين حق لفظ و الظاهر را از ظاهر بلكه نص آن صرف كرده حكم جزم و حتم عضد را راجع بتشكيك و فرض نموده لكن اين قدر بلا شبهة از آن ظاهرست كه مراد از ظاهر در قول صاحب مواقف آنست كه ظاهر