عموم اخلفنى هيچ فاصله نيست پس كمال عجبست كه چگونه كابلى با آن همه فهم و فراست و ذكا و كياست بر تناقض صريح و تهافت فضيح خود متنبه نمىشود كه اولا دعوى انقطاع استثنا بمد و شد تمام مىنمايد و باز بفصل يك سطر خود آن را بابلغ وجوه باطل و هباء منثورا مىنمايد كه تصريح صريح مىفرمايد به آنكه ناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم نبوت را استثنا فرموده
در انكار صاحب تحفه مشاركت امير مؤمنان ع را با هارون در همه مراتب ظاهرى و معنوى و رد او به بيست و يك وجه
قوله اما معنى پس به جهت آنكه يكى از منازل هارون آنست كه حضرت موسى در سن اكبر بود ديگر آنكه افصح بود از موسى لسانا ديگر آنكه در نبوت شريك او بود و ديگر آنكه برادر حقيقى او بود در نسب و اين همه منازل بالاجماع حضرت امير را ثابت نيست اقول اين تلميع و تزويق مخدوش و موهونست به چند وجه اول آنكه اصل اين تقرير سراسر تزوير حسب ما ظهر من التتبع از تفتازانى تحريرست كما علمت آنفا و قوشجى ازو اخذ كرده و كابلى هم آن را وارد كرده ليكن حسب ديدن ذميم و عادت قديم خود كه بغرض اخفاى حق و ترويج باطل احتياط از ارتكاب تحريف و حذف و اسقاط در نقل كلام علماى خود هم نمىكند جوابى را كه تفتازانى و قوشجى ازين تقرير ذكر كردهاند ساقط كرده چه آنفا دريافتى كه هر چند علّامه تفتازانى در اول وهله براى نفى عموم منازل ذكر اخوت نسبيه بميان آورده مگر بر فساد و بطلان اين تمسك به زودى هر چه تمامتر متنبه شده خود برد اين تاييد پرداخته و بركات آن ظاهر ساخته حيث قال فى شرح المقاصد ليس الاستثناء المذكور اخراجا لبعض افراد المنزلة بمنزلة قولك الا النبوة بل هو منقطع بمعنى لكن فلا يدل على العموم كيف و من منازله الاخوة فى النسب و لم تثبت لعلى رضى اللَّه عنه اللّهم الا ان يقال