تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
از لفظى آنست كه اگر بعد اين لفظ استثناء واقع سازند صحيح شود پس اين معنى مستلزم وجود استثنا بالفعل در كلام نيست پس بنا بر اين هر لفظى كه استثنا از آن صحيح شود آن لفظ از الفاظ عموم است گو استثنا در آن موجود نباشد يعنى وجود استثنا شرط دلالت بر عموم نيست بلكه صحت استثنا كافيست بنا بر اين الفاظى كه استثنا از ان صحيح باشد آن الفاظ اگر بى استثنا هم واقع شود دلالت بر عموم خواهد كرد پس وجود استثنا را شرط دلالت بر عموم نگردانيده‌اند بلكه صحت استثناء را معيار عموم ساخته‌اند و ظاهرست و لا كظهور النار على العلم و اشراق النور فى الظلم كه استثنا از لفظ منزلت مضاف بسوى علم صحيحست قطعا و حتما مثلا مىتوان گفت كه زيد بمنزلة عمر و الا فى النسب او الا فى العلم او الّا فى المال و مثل ذلك و بالخصوص از لفظ منزلت كه درين حديث واردست استثناى متصل صحيحست مثلا اگر حديث به اين طور وارد مىشد كه انت منى بمنزلة هارون من موسى الّا النبوة بلا شبه صحيح و متين مىبود و للَّه الحمد و المنة كه در روايات متعدده لفظ الا النبوة وارد هم شده كما سبق و سيجيء انشاء اللَّه تعالى و هر گاه استثنا از لفظ منزلت مضاف بعلم صحيح شد ثابت گرديد كه لفظ منزلت مضاف بعلم از الفاظ عمومست پس بنا بر اين مجرد انت منى بمنزلة هارون من موسى دلالت واضح بر عموم منازل خواهد كرد گو فرض كنيم كه استثنا هم با آن مذكور نشود پس بكمال وضوح و ظهور ثابت گرديد كه كلام شاه صاحب و ائمّه‌شان اعنى تفتازانى و قوشجى و كابلى درين استثناء اعنى الا انه لا نبى بعدى متصل نيست بلكه منقطعست بعد تسليم انقطاع استثنا هم مندفع‌ست چه جواز استثنا براى اثبات عموم لفظ منزلت كافيست و اثبات وجود استثناء متصل ضرورى نيست

ادعاى انقطاع استثناء در حديث منزلت و رد آن

قوله در اين جا