كه مىبينى آن را به چشم خود و پر ظاهرست كه استدلال به اين وجوه ثلاثه صريحة الاختلال موجب غايت استعجاب و استغراب اهل علم و كمالست چه تامير أبى بكر بر آن حضرت خود كذب صراح و بهتان بواح و انكر نباح و افحش صياحست و ادعاى تواتر اخبار بارسال جناب امير المؤمنين عليه السلام همراه أبى بكر و تامير او بر آن حضرت نزد متتبع احاديث و آثار و متفحص سير و اخبار مانا بادعاى تواتر قصّه عمر و عيّار و ديگر خرافات اسمار و اكاذيب اشرار و اراجيف فجّار و مفتريات كفّار و مختلقات معاندين سرور مختار و معادين ائمه اطهار صلوات اللَّه و سلامه عليهم ما تتابع الليل و النهارست و اگر اندك تتبع نماى نهايت بطلان اين دعوى از روايات و اخبار اهل سنت فضلا عن روايات اهل الحق دريافت كنى چه روايات و احاديث كثيره اهل سنت دلالت واضحه دارد بر آنكه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را بعد رفتن أبى بكر ارسال فرموده پس ارسال آن حضرت همراه أبى بكر محض كذب و بهتانست و ادعاى امارت خالفه اول بر آن حضرت مثل ادعاى امارت مسيلمه كذاب بر جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم معاذ اللَّه من ذلك يا امارت فرعون بر حضرت موسى و امارت نمرود بر حضرت خليل و مثل آن مىباشد و للَّه الحمد كه روايات و اخبار بسيار دلالت واضحه بر عزل اول از اداى سوره برائت بسوى كفار و تخصيص آن بجناب حيدر كرار عليه سلام الملك الجبار دارد پس تجويز امارت او بر حضرت امير المؤمنين عليه السلام جز مجنون محموم يا ناصب معاند مشوم نخواهد كرد و نيز جمله از روايات اهل سنت دلالت دارد بر آنكه ابو بكر بعد گرفتن جناب امير المؤمنين عليه السلام آيات را از و به خدمت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رجوع كرد پس اثبات رجوع ثانى بر ذمه اهل سنت است و با اين همه اگر رجوع أبى بكر بار
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٥٤