اين مخالفين و معاندين خود عرض كند كه آيا تو مرا در نسوان و صبيان گذاشتى يعنى آيا مزعوم مخالفين كه غرض ازين استخلاف تعظيم و تكريم نيست راستست و خلافت مخصوص بنسوان و صبيانست و آن پادشاه بجوابش بيان فرمايد كه تو از من بمنزله فلان وزير جليل از آن پادشاه عظيم هستى و آن وزير را خلافت عامه جليله بر تمام دار سلطنت او حاصل شده پس احدى از عقلاى عالم استفهام آن خليفه را قرينه قصر خلافت بر صبيان و نسوان نخواهد گردانيد كه خلاف اين قصر از جواب اين پادشاه خود ظاهرست و هر گاه فقره
أ تخلفني فى النساء و الصبيان
مفيد وقوع اصل خلافت در صبيان و نسوان نيست پس چگونه دلالت بر سلب خلافت از ما عداى ايشان خواهد كرد فان هذا السلب ان استفيد فانما يستفاد من المفهوم و ثبوت المفهوم فرع ثبوت المنطوق و الاستفهام لا يدل على ثبوت المنطوق فكيف يدل على ثبوت المفهوم كما لا يخفى على اولى الفهوم چهارم آنكه فرض كرديم كه فقره أ تخلفني فى النساء و الصبيان مفيد ثبوت خلافت در نساء و صبيان ست باز هم كارى براى نواصب و اتباع شان نمىگشايد و به اين سبب حديث منزلت را مخصوص ساختن راست نمىآيد چه خصوص سؤال مستلزم تخصيص جواب نمىتواند شد مثلا اگر زيد ببكر بگويد أ تملكنى دارك و بكر بجواب او بگويد ملّكتك ما املكه اين جواب مفيد عمومست و خصوص سؤال موجب تخصيص عموم جواب نخواهد شد پنجم آنكه علامه تفتازانى كه از اكابر محققين و مدققين سينه است بطلان توهم تخصيص حديث منزلت به اين زعم كه راه شاه صاحب زده بكمال ظهور و وضوح ظاهر ساخته
حيث قال فى شرح المقاصد فاما الجواب بان النبى صلّى اللَّه عليه و سلّم لما خرج
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٣٤