جناب خاتم النبيين و اشرف المرسلين صلّى اللَّه عليه و آله اجمعين عرض كرده باشد كه آيا خليفه ساختى مرا در نسا و صبيان و جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بجواب آن ارشاد فرموده كه تو از من بمنزلهء هارون هستى از موسى و اين ارشاد قطع نظر از آنكه مثبت ديگر منازل است مثبت منزلت خلافت هارونى براى جناب امير المؤمنين عليه السلامست حسب اعتراف شاه صاحب هم كما يدل عليه قوله يعنى چنانچه حضرت هارون خليفه حضرت موسى بود در وقت توجه بطور حضرت امير خليفه پيغمبر بود در وقت توجه به غزوه تبوك انتهى و ظاهرست كه خلافت حضرت هارون مخصوص بصبيان و نسوان نبوده پس اين ارشاد نبوى كه حسب تصريح شاه صاحب مفيد مماثلت خلافت مرتضويه با خلافت مارونيه است مفيد اين معنى خواهد بود كه من ترا تنها در نسوان و صبيان خليفه نساختهام و سبب استخفاف و استثقال چنانچه مزعوم اهل نفاق و ضلال است نگذاشته بلكه ترا منزلت هارونى كه از جمله آن خلافت بر جميع متخلفينست ثابتست و بنا بر اين اين ارشاد مسوق براى دفع تخصيص خلافت باهل و عيال و اظهار مزيد شرف و كمال خواهد بود پس بر خلاف آن فقره
أ تخلفني فى النساء و الصبيان
را قرينه عهد و قصر خلافت بر نسا و صبيان گردانيدن طرفه ماجراست و بدان مىماند كه بلا تشبيه پادشاهى جليل الشأن كسى را كه نهايت مقرب و معظم نزد او باشد در بعض اسفار خود بر اهل و عيال و تمام دار السلطنة خود خليفه ساز و بعد از آن معاندين و مخالفين برين خليفه حسد برند و زبان طعن دراز سازند و گويند كه اين پادشاه اين كس را براى تعظيم و تكريم او نگذاشته بلكه سبكبارى خود ازو خواسته و آن خليفه در خدمت آن پادشاه حاضر شده بغرض اظهار كذب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٣٣