تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
و المنة كه بطلان اين خرافت كه اساطين اهل سنت بتقليد نواصب اذيال خود را بلوث آن آلوده‌اند و حضرت مخاطب هم بايراد آن اظهار مزيد ولا و انهماك در نقض و نكث عهد نموده بوجوه عديده و براهين سديده ظاهرست و محتجب نماند كه افاده شاه صاحب بعض ان سابقا گذشته و بعض ان در ما بعد انشاء اللَّه تعالى مذكور خواهد شد با خرافت ابن حزم متنافى و متناقضست زيرا كه افاده شاه صاحب ظاهرست كه مراد از حديث منزلت منزلت خلافت نسا و صبيانست و ابن حزم باثبات اين خلافت هم راضى نشده دلالت حديث منزلت بر محض تشبيه در قرابت مقصود ساخته پس شاه صاحب هر چند بايراد كلام ابن حزم مبالغه در تاييد نواصب و ترقى از افاده متن خواسته‌اند لكن عجب كه در هوس ترقى چنان مدهوش گرديدند كه از منافات و مناقضت مضمون حاشيه با متن خبرى نگرفتند دوم آنكه فقرهء أ تخلفني فى النساء و الصبيان در بسيارى از روايات وارد نيست تا آنكه در روايت بخارى كه در مناقب وارد كرده و همچنين روايت مسلم كه اولا از عامر بن سعد از سعد نقل كرده و همچنين روايت مسلم كه در آخر از ابراهيم بن سعد از سعد آورده اين فقره موجود نيست پس احتجاج اهل حق بروايات عاريه ازين فقره تمام خواهد شد ايشان را تسليم اين فقره چه ضرورست كه شاه صاحب بمقابله شان به اين فقره احتجاج و استدلال بر ثبوت عهد مىنمايند و به اين سبب ابطال عموم منازل مىخواهند سوم آنكه فقرهء أ تخلفني فى النساء و الصبيان را قرينه عهد حديث منزلت گردانيدن و به اين سبب آن را مخصوص بخلافت نسا و صبيان ساختن لعبه صبيان و ضحكه نسوان بيش نيست چه اين فقره بالبداهة استفهامست و استفهام وقوع را نه مىخواهد پس جائزست كه جناب امير المؤمنين عليه السلام براى اظهار بطلان زعم منافقين و اثبات كذب مرجفين ببيان وحى ترجمان
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 232 | السيد مير حامد حسين الهندي