بلا مرجح صحيح خواهد بود
رد حمل منزلت بر محض خلافت نساء و صبيان
قوله و در اين جا قرينه عهد موجود است و هو
قوله أ تخلفني فى النساء و الصبيان
اقول اين كلام مخدوشست به چند وجه اول آنكه شاه صاحب با وصفى كه عنقريب قصر دلالت حديث منزلت را بر خلافت خاصّه اهل و عيال از مقالات باطله نواصب گردانيدهاند و ابطال و ردّ آن را به حضرت اهل سنت حواله فرموده باز در اينجا به زودى هر چه تمامتر اين كلام خود را فراموش نموده به همان خرافت نواصب رجوع آوردند و بشاشته و ابتهاجا و تصديقا و اذعانا آن را ذكر كردند چه حاصل تقرير شاه صاحب درين مقام موافق و مطابق تقرير نواصب حذو القذة بالقذة است چه حضرت شان افاده مىفرمايند كه مراد از
انت منى بمنزلة هارون من موسى
منزلت معهودست و منزلت معهود را بخلافت نسا و صبيان تفسير فرمودهاند پس اين كلام به همين مىكشد كه خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام منحصر در امور خانگى و خبرگيرى اهل و عيالست و آنچه شاه صاحب براى تاييد و تقويت افادات غرابت سمات خويش از ابن حزم در حاشيه اين مقام نقل كرده نيز صريحست در موافقت با قول نواصب و برهان واضحست بر آنكه معاذ اللَّه نزد او حديث منزلت بر صحت امامت جناب امير المؤمنين عليه السلام و خلافت آن حضرت هرگز دلالت ندارد بلكه مراد از ان محض تشبيه جناب امير المؤمنين عليه السلام با حضرت هارون عليه السلام در قرابتست و هذه عبارة ابن حزم على ما فى الحاشية هذا لا يوجب استحقاق الخلافة فضلا عن تفويضها إليه لأنّ هارون لم يل امر بنى اسرائيل بعد موسى و انما ولى الامر بعد موسى يوشع بن نون فتى موسى عليه السلام و صاحبه الذى سافر معه فى طلب الخضر عليه السلام كما ولى الامر بعد نبينا