امير المؤمنين عليه السلام دليل كمال شرف و جلالت و نهايت رفعت و نباهت و غايت عظمت و نبالتست و اجر آن حضرت درين خلافت مثل اجر جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّمست و بمثابه اين خلافت عظيم و جليل بوده كه اقامت مدينه منوره و اصلاح آن منحصر در ذات قدسى صفات جناب سرور كائنات صلى اللَّه عليه و آله و سلم و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بوده پس ادعاى اين معنى كه فرزند و داماد و امثال ايشان براى اين كار معين مىباشند هر چونكه باشند كذب محض و بهتان صرف و خرافت فضيح و جزاف و بى سر و پا و بحت عدوان و افترا و عين جسارت و خطاست قوله پس دليل خلافت كبرى نمىتواند بود اقول دلالت استخلاف جناب امير المؤمنين عليه السلام بر خلافت كبرى عنقريب بتقريب مصيب و تبيين متين انشاء اللَّه الموفق و المعين واضح و مستبين مىشود فكن من المتربصين با آنكه دلالت حديث شريف بر خلافت آن جناب بوجوه عديده ثابتست كما سنبين فيما بعد انشاء اللَّه تعالى قوله و بفضل اللَّه تعالى اهل سنت ازين قدح ايشان جوابهاى دندانكش در كتب خود دادهاند كه در مقام خود مذكورست
اعراض صاحب تحفه از ذكر جواب قدح نواصب و اكتفاء بر محض حواله آن به كتب سنيه
اقول از تلميعات و تسويلات بسيارى از ائمّه اكابر و امثال عظام اهل سنت در كتب شروح احاديث و علم كلام و سيرت سرور انام صلى اللَّه عليه و آله الكرام بجاى جوابهاى دندانكش كشمكش و كوشش شان در نفى دلالت اين حديث شريف بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام و تاييد و تصديق مقالات نواصب لئام ثابتست نمىدانم كه آن كدام كسانند كه جوابهاى دندانكش ازين هفوات داده بتفضيح و ؟ ؟ ؟ اين اكابر و ائمّه خود پرداختهاند اگر اولياى