تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و امهات مؤمنين را گفت كه از سخن و صوابديد امام المسلمين تجاوز جائز ندارند و بعد از رفتن پيغامبر ذو المنن اهل نفاق بر حال آن سرور موتمن حسد برده بر زبان آوردند كه خير الانام عليه السلام على را جهت اجلال و اكرام نگذاشت بلكه چون بر ضمير انور نبوى گران مىآمد كه او را درين سفر همراه برد خلافت خود بوى داد چون آن سرور شنيد اين داستان را فضيحت خواست آن ناراستان را و سلاح پوشيده از عقب حضرت مصطفى عليه من الصلاة اشرفها در حركت آمد و در جرف شرف ملاقات حاصل نمود و سخنان منافقان را بعرض رسانيد آن حضرت فرمود كه أي برادر من بمدينه مراجعت نماى كه تو خليفه منى در اهل من و سراى هجرت من و قبيله من اما ترضى ان تكون منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى على را چنين گفت خير الانام كه أي كرده در كار دين اهتمام ترا از من آن منزلت شد پديد كه نسبت ز موسى بهارون رسيد مگر آنكه نبود پس از من نبى نبوت ز مردم شود اجنبى و در كشف الغمه مسطورست كه حضرت شفيع الامه درين حديث نبوّت را به جهت آن استثنا كرد كه نزد برايا تحقيق انجامد كه غير از مرتبه پيغامبرى هر منصبى كه هارون را از موسى عليهما السلام بود شاه مردان را نزد آن حضرت مقرر و مقدر و هذه فضيلة ما شاركه فيها ؟ ؟ ؟ و منقبة فات بها من بقى و من غبر لا جرم امير المؤمنين حيدر زبان الهام اين شكر مهيمن ؟ ؟ ؟ جارى ساخت و بجانب مدينه طيبه باز گشته پرتو اهتمام بر محافظت احوال اهالى آن بلده انداخت انتهى از آخر اين عبارت صاف ظاهرست كه جناب امير المؤمنين عليه السلام پرتو اهتمام بر محافظت احوال اهالى مدينه
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 199 | السيد مير حامد حسين الهندي