منوّرهاند انداخت و ايشان را برعايت و حراست و صرف توجّه و عنايت مشرف ساخت و اين معنى متصور نمىشود مگر بخلافت آن حضرت بر مدينه منوّره كما هو ظاهر جدا و نيز آنچه در اين عبارت از جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل كرده كه آن جناب به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ارشاد كرد كه أي برادر من بمدينه مراجعت نماى كه تو خليفه منى در اهل من و سراى هجرت من و قبيله من نصّ واضحست بر استخلاف آن حضرت بر مدينه سنّيه و قبيله نبويه پس استدلال بعبارت حبيب السير بر قصر خلافت آن حضرت بر اهل و عيال اتباع قلندران جهّالست كه به آيه
لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ
استدلال بر ترك صلاة كنند و از قيد و انتم سكارى اغماض نظر نمايند اما تخصيص شيخ عبد الحق اين خلافت را باهل و عيال و نفى آن از ديگر اهل مدينه بتقليد اهل نصب و ضلال پس بطلان آن بافادات و روايات ائمّه با كمال و محقّقين فن حديث و رجال آنفا شنيدى و بحقيقت حال و بطلان خيال محال اهل كذب و افتعال و ارباب زور و انتحال و ارسيدى كه خلافت مطلقه مدينه منوّره براى وصى رسول ربّ متعال بتصريحات اين روايات و اقوال ثابت و مبرهنست و بطلان صرف ؟ ؟ ؟ به ديگران واضح و روشن قوله و چون اين امور موقوف بر محرميت و اطلاع بر مستوراتست لا بد فرزند و داماد و امثال ايشان براى اين كار متعين مىباشند هر چونكه باشند اقول بطلان اين صرافت ؟ ؟ ؟ بصيرت و جسارت قبيح بدلائل قاهره و براهين ظاهره و حجج زاهره و شواهد باهره كه در ما بعد انشاء اللَّه تعالى مذكور مىشود ظاهرست كه خلافت جناب