احوال آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّماند تصريح كردهاند كه رسول خدا ص وقت بر آمدن بدان غزوه على مرتضى را بر اهل و عيال خليفه ساخته بودند و براى تعهّد احوال شان در مدينهء گذاشته نه آنكه منصب خلافت مطلق به آن جناب بخشيده و كذب اين ادعاى فضيح و بهتان صريح هم از بيان سابق بكمال وضوح ظاهر شد كه محدثين و محققين سنّيه اثبات خلافت آن حضرت بر مدينه كردهاند نه آنكه خلافت آن حضرت را مخصوص باهل و عيال گردانيده سوم روايت بخارى و مسلم و ظاهرست كه روايت بخارى و مسلم هرگز دلالت بر تخصيص خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام باهل و عيال ندارد چه اوّلا دانستى كه قيد اهل از افتراءات اين نا اهلست و لفظ اهل در صحيحين وجودى ندارد و ثانيا على تقدير التسليم ليس ما افتراه مثبتا لحصر الخلافة فى الاهل كما لا يخفى على من هو للانصاف اهل و تبرّأ من العناد و الجهل و ثالثا فقره
أ تخلفني فى النساء و الضبيان
كه در بعض طرق صحيحين واردست تسليمش بر اهل حق چه لازمست كه احتجاج شان بروايات عاريه ازين فقره تمامست فالتشبث به دون اثباته من طريقنا بحيث يصلح الحجيّة من طرائف الامام و رابعا اين فقره بعد تسليم هم كما هو واضح عيان مفيد حصر خلافت در صبيان و نسوان نيست و سيجيء تقريره بواضح بيان چهارم حواله استخلاف جناب امير المؤمنين عليه السلام بر اهل و عيال بشرح مشكاة و صواعق و فصل الخطاب و مدارج و معارج و حبيب السّير و ترجمه مستقصى و كتب ديگر و ظاهرست كه حواله استخلاف بر اهل و عيال به اين كتب و باز استدلال بان بر حصر خلافت در اهل و عيال محض
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٩٥