تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
كسى نبود مگر كسى كه معذور يا عاصى بود پس به اين قول خود بصراحت تمام تاييد و ابرام همان تقرير منافقين كه بقول خود و ذلك لان المستخلف يغيب عن النّبى صلّى اللَّه عليه و سلّم و قد خرج معه جميع الصحابة و الملوك الخ وارد كرده خواسته و گويا معاذ اللَّه عدم تماميت تقرير افصح من نطق بالضاد ظاهر ساخته و باثبات نقصان تشبيه حسب تصريح شاه صاحب كمال بيديانتى اختيار نموده

حديثى كه ابن تيميه در فضيلت شيخين به صحيحين نسبت داده در آن موجود نيست

و حديثى كه ابن تيميه در حق شيخين از صحيحين نقل كرده وجودى در صحيحين ندارد چنانچه بر ناظر صحيحين و متفحص آن مخفى نيست پس اين نسبت محض كذب و زور و افتراى غير مستورست
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ

جواب قدح نواصب

قوله و گفته‌اند كه اين خلافت نه آن خلافت بود كه محل نزاعست تا استحقاق آن خلافت به دادن اين خلافت ثابت شود اقول آنفا بشرح و بسط تمام دانستى كه به همين كلام مختلف النظام كه مخاطب فمقام از نواصب لئام آورده كار ائمّه اعلام و اماثل فخام سنّيه متفوه گرديده‌اند كه بتصريح تمام مغايرت اين خلافت با خلافت كبرى كه محل نزاعست ثابت كرده و بمزعومات باطل و توهمات لا حاصل نفى دلالت حديث منزلت بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام نموده و بطلان اين توهّم عقيم و ترجيم سقيم بوجوه عديده كه سر نواصب و اتباع شان بكوبد و خس و خاشاك شكوك و اوهام از اذهان و افهام خواص و عوام برويد انشاء اللَّه تعالى در ما بعد مذكور خواهد شد و قطع نظر از ان اين شبه تعلق ندارد مگر بتمسك باستخلاف جناب امير المؤمنين عليه السلام كه آن هم يكى از طرق استدلال بر امامت آن حضرتست و تبيين آن مشروحا انشاء اللَّه تعالى خواهد آمد و اما استدلال