تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
خواهند برداشت و اقرار بكمال متانت و رزانت افادت خود خواهند ساخت للّه اندك انصاف بايد فرمود كه معناى كلمه لا دلالة فيه على امامة علىّ بوجوه همينست كه تقرير شيعه قاصرست و در واقع اين حديث بر امامت و خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام دلالت مىكند و قطع نظر ازين ناصب اعوز به مجرد نفى دلالت اين حديث شريف بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام اكتفا نفرموده ادّعاى دلالت اين حديث شريف بر عدم استحقاق جناب امير المؤمنين عليه السّلام براى امامت نموده ناصبيت و عداوت كامنه را كه از دير باز در لباس تسنن به كار مىبرد در اين جا باعلان و اجهار رسانيده و لقدّ صدق مولانا على بن أبى طالب ع ما اضمر احد شيئا الا ظهر فى فلتات لسانه و صفحات وجهه و هر گاه نزد اعور اين حديث شريف كه حضرات اهل سنت هم محض راوى آن نيستند بلكه معترف به صحت و تواتر آن مىباشند و از كلام خود ؟ ؟ ؟ در درجه اول ثبوت آن بتاكيد و تكرار ظاهر و واضحست دليل عدم استحقاق آن جناب براى امامت باشد عياذا بالله بمفاد حديث نبوى بر زعم باطلش ثابت گردد كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام مستحق خلافت نبود و اين مذهب نواصب و خوارج است و غايت مذهب اهل سنت حسب ظاهر اين ست كه انكار دلالت احاديث نبويه بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىكنند و اما ادعاى دلالت روايات نبويه بر عدم استحقاق آن جناب براى خلافت پس آن خلاف مذهب سنّيه هم است و مرتكب آن ملحد بخت و كافر بدبخت است لا اصلح اللَّه حاله و ضاعف عليه عذابه و نكاله و هر گاه بتصريح صريح اعور درين حديث دلالت است