امير المؤمنين عليه السّلام كه نزد ايشان بلا فصل باشد بطريق طرح افكار و دريافت سعى علماى اماميه در دفع انظار وارده بر آنست و غرابت اين تاويل بالاتر از آنست كه بيان توان نمود چه اگر غرض فاضل رشيد آنست كه سنيه انكار دلالت اين حديث بر خلافت مطلقه نكردهاند بلكه بر خلافت بلا فصل پس مدفوع است به اينكه كلمات اين حضرات چنانچه بيان كرديم صريحست در انكار دلالت اين حديث بر خلافت على الاطلاق و اگر غرض فاضل رشيد آنست كه حضرات اهل سنت بنابر محض رد و ابطال تقريرات شيعه و اظهار قصور استدلال شان انكار دلالت اين حديث بر خلافت كردهاند نه آنكه فى الواقع بصميم قلب اعتقاد دارند كه اين حديث دلالت بر خلافت آن حضرت نمىكند پس اين انكار از قبيل انكار طلوع شمس و وجود نهار و از غرائب افادات دور از كارست و براى لبيب متامّل زعفران زار و اين تاويل شكرف بدان مىماند كه يهود و نصارى با اين همه عناد و تعصّب و انهماك و اهتمام و شغف و و له و ميل و رغبت بيقياس بابطال دلائل نبوت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ادعا كنند كه ما هرگز بصميم قلب انكار دلالت اين دلائل بر رسالت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و سلّم نمىكنيم و پناه به خدا از آن مىبريم بلكه غرض ما اظهار قصور تقريرات علماى اهل اسلام و توجيه انظار و طرح افكار براى دريافت سعى علماى اخيار و فضلاى كبارست و بديهى است كه امثال اين كلمات ضحكه بيش نيست و هرگز عاقلى به آن گوش نه مىكند بلكه سخريه بر آن مىزند و نيز بنا بر اين نواصب را هم ميسزد كه بگويند قدحى كه شاهصاحب ازوشان نقل كردهاند بنابر توجيه افكار و طرح انظار و دريافت سعى علماى كبار سنيه است نه بطريق ردّ و انكار و هذا مما لا يرضى به اهل الابصار پر ظاهرست كه اگر سنيه در واقع انكار دلالت
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٤٧