تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و گفتگو در مطلق است و نيز دليلى كه شاهصاحب از نواصب بر مغايرت اين خلافت با خلافتى كه محل نزاع است اعنى خلافت كبرى و امامت مطلق آورده‌اند اعنى تعلق بعض خدمات بمحمد بن مسلمه و سباع بن عرفطه و ابن أم مكتوم درين عبارت مرافض مرقوم است فرق اين ست كه صاحب مرافض استخلاف محمد بن مسلمه و يا سباع بن عرفطه را بر مدينه على الاختلاف ذكر كرده و شاهصاحب به جهت كدامى مصلحت سانحه اختلاف را از ميان انداختند و قضيّه منفصله را متصله ساختند و بجاى خلافت مدينه صوبه دارى و كوتوالى گذاشتند و نيز طرفه سحركارى به كار بردند كه اجماع اهل سير بر اين معنى ذكر ساختند ليكن با اين همه اين همه را بر نواصب انداختند و من حيث لا يشعر او يشعر و يكتم باثبات ناصبيت صاحب مرافض و والد ماجد خود و ديگر اكابر اعلام و اماثل فخام خود پرداختند ع عمرت دراز باد كه اينهم غنيمت است و از طرائف آنست كه شيخ عبد الحق دهلوى هم با آن همه اتصاف بانصاف حسب مزعوم اهل خلافت بايراد اين قدحى كه نواصب به آن متمسّك‌اند ناصبيت خود ثابت ساخته باظهار كمال دين و حياى خود پرداخته چنانچه در شرح مشكاة بشرح حديث منزلت گفته و به اين حديث تمسّك نموده‌اند شيعه در آنكه خلافت بعد رسول صلّى اللَّه عليه و سلّم حق على است رضى اللَّه عنه و آن حضرت وصيّت كرده او را بخلافت و علماى اهل سنت و جماعت مىگويند حجّت نيست مر ايشان را در آن بلكه ظاهر حديث آنست كه على را رضى اللَّه عنه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم خليفه ساخت مدت غيبوبت او بغزوة تبوك چنان كه موسى هارون را خليفه ساخت مدت غيبوبت او بمناجات بر طور و نبود هارون خليفه بعد از موسى زيرا كه وفات هارون پيش از موسى است بچهل سال و آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 145 | السيد مير حامد حسين الهندي