زياده است كه بلفظ هيچ ربطى ندارد نفى جميع انحاء ارتباط نمودهاند و در تقرير نواصب اين تاكيد و تشديد در نفى ارتباط مخاطب محتاط نقل نفرموده پس اين فرق مفيد علو درجه شاه ولى اللَّه صاحب در نصب است كه از نواصب هم پا را فراتر گذاشتهاند و طرفهتر آنست كه به اين افاده سديده شاهصاحب ناصبيت خودشان هم ثابت مىشود چه حاصل اين قدحى كه از نواصب آوردهاند عنقريب بعد اين بجواب اهل حقّ خود شاهصاحب وارد خواهند ساخت يعنى خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام را مقصود بر خلافت جزيه اهل و عيال كه مقصود نواصب ضلّالست خواهند نمود
كلام مصنف در مورد گفتار شاهصاحب
و قطع نظر از اين همه بعنايت ايزدى و تاييد صمدى فقير حقير كشف حقيقت حال مثل آفتاب روشن مىسازم و نداى اطف المصباح فقد طلع الصبّاح مىزنم و ثابت مىسازم كه اصل اين تقرير خاص كه شاهصاحب بنواصب منسوب ساختهاند از حسام الدين سهارنپورى است و او امام و مقتداى شاهصاحب است كه انتحال نبذى از هفوات او هم فرمودهاند و جايى كه انبان كابلى خالى يافته بسوى اخذ و استراق ازو شتافته وارد كرده و مخاطب نحرير همان تقرير را بتغيير يسير وارد كرده و از مزيد حيا آن را بنواصب منسوب ساخته ناصبيت مقتدى و امام خود و امثال او كه به مثل اين تقرير متمسكاند ثابت فرمود فللّه درّه و عليه اجره حسام الدين در مرافض الروافض بعد نقل تقرير استدلال اهل حقّ بحديث منزلت گفته رسول الثقلين و شفيعنا فى الدارين باتفاق طرفين اين حديث را وقت بر آمدن بغزوه تبوك فرموده و اصحاب حديث و ارباب سير كه متكفل بيان احوال آن حضرتاند صلى اللَّه عليه و سلم تصريح كردهاند كه رسول خدا وقت بر آمدن بدان غزوه على مرتضى را بر اهل و عيال