تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
سراسيمگى و اضطرار سنّيه اين ديار نباشد ليكن بحيرتم كه بعد سماع ثبوت ناصبيت والد ماجد شاهصاحب باعترافشان سرهاى خود بكدام سنگ خارا حواله مىسازند چه حضرت شان بنصّ صريح موافقت مقال نواصب لئام و مطابقت راى آن اقزام نموده‌اند چنانچه در ازالة الخفا بجواب حديث منزلت گفته چون مرتضى را خليفه ساخت در غزوه تبوك مرتضى تشبيه پيدا كرد به حضرت هارون در دو خصلت اوّل خلافت در وقت غيبت و بودن از اهلبيت نه در خصلت ثالثه كه نبوت است اين معنى با خلافت كبرى كه بعد وفات آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد هيچ ربطى ندارد زيرا كه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم در هر غزوه شخصى را امير مدينه مقرر مىساخت خلافت كبرى امر ديگرست و خلافت صغرى در وقت غيبت از مدينه ديگر الخ اين كلام مجازفت نظام همان بانگ بى هنگام نواصب لئام است كه مخاطب قمقام نقل كرده اعنى قوله اصل اين خلافت نه آن خلافت بود كه محل نزاعست تا استحقاق آن خلافت به دادن اين خلافت ثابت شود الى قوله پس دليل خلافت كبرى نمىتواند شد فللَّه الحمد كه بعد ادراك مطابقت هر دو كلام در ناصبيت والد ماجد شاهصاحب ريبى باقى نماند كه چنانچه نواصب اين خلافت را غير خلافت كبرى دانسته نفى ارتباط يكى با ديگرى كرده‌اند همچنين والد شاهصاحب بتصريح اين خلافت را خلافت صغرى و مبائن خلافت كبرى مىدانند و نفى ارتباط يكى با ديگرى و لو بوجه ما بكمال توضيح مىفرمايند پس مقصود والد ماجد شاهصاحب با مقصود نواصب مردود حذو النعل بالنعل مطابق و موافق است آرى اهتمام و مبالغه در نفى ارتباط در كلامشان
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 142 | السيد مير حامد حسين الهندي