كليّة بعد مماته لا سيّما و قد عزل عن تلك الخلافة برجوعه صلّى اللَّه عليه و سلّم الى المدينة ازين عبارت ظاهرست كه ملّاى قارى بسبب مزيد تفتگى و از خود رفتگى و و له و شيفتگى با عنات اهل و لا بنهايت اهتمام و اهتزاز و انتعاش نغمهء نواصب او باش سراييده و در تشييد قواعد منحزمه و تجديد مبانى منهدمه و احياى هفوات مندرسه و تزيين خرافات منطمسمه ايشان كوشيده بر خود باليده و داد جمع و تلفيق و تلميع و تزويق داده كه اولا عبارت توربشتى را كه بوجوه عديده كما سمعت نفى دلالت حديث منزلت بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام مىكند نقل كرده و بعد آن صبر و قرارش بر آن دست نداده بواسطه شرح صحيح مسلم كلامى صريح الانقضاض از قاضى عياض كه مشتمل است بر مبالغه در طعن و تشنيع بر كسانى كه استدلال به اين حديث بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام كردهاند و نفى دلالت حديث بر امامت و خلافت و افضليت از غير نقل نموده و بعد ازين براى مزيد تطييب قلوب نواصب عبارت طيبى كه در آن هم صراحة نفى دلالت حديث منزلت بر خلافت بعد وفات جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نموده نقل كرده و خلاصه آن به اين طور بيان كرده كه خلافت جزئيه در حيات آن حضرت دلالت نمىكند بر خلافت كليه بعد وفات آن جناب و هذا ما رفعت به النّصاب عقيرتهم حيث قالوا اين خلافت نه آن خلافت بود كه محل نزاع است الخ و از همه عجيبتر و نغزتر اين است كه قارى عارى از انصاف و هوشيارى بسبب مزيد اشمئزاز از حبيب حبيب بارى در تعصّب و جفاكارى از نواصب نارى بمرتبه قصوى در گذشته ادّعاى عزل خاتم فصّ
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٢٩