رسول آمد و گريست و گفت يا رسول اللَّه مرا با زنان و كودكان باز مىگزارى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلم گفت
اما ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى
يعنى چون موسى از بهر ميقات از ميان قوم بيرون آمد هارون را بجاى خود باز داشت و روا نباشد كه مراد ازين خلافت باشد بعد از وفات رسول زيرا كه هارون پيش از موسى وفات كرد و تشبيه كردن چيزى كه پيش از مرگ بود به چيزى كه الّا بعد از مرگ نباشد مستقيم نيايد و نيز هارون در زمان موسى عليه السلام پيغمبر بود و نتوان گفت كه امير المؤمنين على در زمان پيغمبر امام بود و اگر مراد خلافت بعد از مرگ بودى گفتى
انت منّى بمنزلة يوشع من موسى
زيرا كه خليفه موسى بعد از مرگ يوشع بود انتهى درين عبارت هم طعن و تشنيع فظيع و توهين و تهجين بليغ در حق كسى كه استدلال به اين حديث شريف بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السلام نمايد وارد كرده كه حامل اين حديث را بر امامت يا جاهل غير واقف بر علم حديث و صنعت آن قرار داده يا معاندى كه از روى عناد سخن گويد و نيز تصريح كرده به آنكه روا نباشد كه مراد ازين حديث خلافت باشد بعد از وفات جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و استدلال نموده برين معنى به آنكه حضرت هارون پيش از حضرت موسى عليهما السلام وفات كرده و تشبيه كردن چيزى كه پيش از مرگ باشد به چيزى كه نباشد مگر بعد مرگ مستقيم نيايد و نيز بر انتفاى دلالت حديث منزلت بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام استدلال نموده بعدم تشبيه آن حضرت به حضرت يوشع عليه السلام پس اين كلام توربشتى مثل كلام نواصب است در نفى دلالت اين حديث بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السلام بلكه بوجوه شتى بر كلام نواصب لئام
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٢٦