تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
خلافت در اهل در حيات مقتضى خلافت در امت بعد ممات نيست پس اتحاد كلام توربشتى با كلام نواصب ثابت شد آرى بايراد طعن و تشنيع بر مستدل به اين حديث قدم را از نواصب فراتر نهاده داد مسابقت و ترعرع از اصل داده و نيز ادعاى انتقاض مقايسه مستدل بموت حضرت هارون قبل حضرت موسى عليهما السلام بر كلام نواصب امام افزوده و نيز بقول خود و انما يستدلّ الخ حصر استدلال به اين حديث در قرب منزلت و اختصاص بالمواخاة نموده و امامت را خارج از مدلول اين حديث نموده و نيز توربشتى در معتمد فى المعتقد گفته و از احاديث كه از رسول عليه السلام درست شده است در فضيلت على و ايشان آن را بر خلافت حمل مىكنند يكى اين ست كه اما ترضى ان تكون انت منّى بمنزلة هارون من موسى مىگويند كه درين حديث تنصيص است بر خلافت على زيرا كه گفت تو راضى نيستى كه از من بمنزلة هارون باشى از موسى و هارون خليفه موسى بود و هارون اگر زنده مىبود موسى را خليفه ديگر نبود جواب آنست كه اين حديث حديثى درست ست فضيلت على ست و ثنا به روى امّا استدلال بدان در خلافت على وجهى ندارد و حمل اين حديث بر امامت بعد از رسول امّا جاهلى كند كه بر علم حديث و صنعت آن وقوفى ندارد و امّا معاندى كه از طريق عناد سخن گويد چه اگر از حقيقت حال آگاه باشد و عناد نكند وجه آن سخت روشن است رسول صلّى اللَّه عليه و سلّم چون بغزاى تبوك مىرفت كس را در تخلف رخصت نداد و على را فرمود تا بمدينه باز ايستد از بهر محافظت زنان رسول و ديگر زنان اهلبيت و از بهر قيام بمصالح ايشان منافقان در وى افتادند و گفتند ابن عم خود را متهم داشته است تا با خودش بيرون نبرد على رضى اللَّه عنه اين سخن را باز شنيد نزد
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 125 | السيد مير حامد حسين الهندي