و خوارج در تحريف گردانيده لكن بحقيقت هم با دعاى لسانى تحريف اهل حقّ در هر دو حديث تحريف اساطين خود ثابت ساختند و هم بذكر تحريف نواصب و خوارج در حديث منزلت پرده از علوّ مقام مشايخ فخام خود و پيش قدمى شان از نواصب لئام در انكار اصل خبر منزلت بر انداختند
انكار عدهاى از علماى اهل تسنن دلالت حديث منزلت را بر خلافت امير مؤمنان ( ع )
اما عبارات علمائى سنّيه كه نصوص صريحه در انكار دلالت حديث منزلت بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام است پس بيش از پيش است و قلوب اهل ايمان بملاحظه اين تعسفات
كلام توربشتى در شرح مصابيح
ريش شهاب الدين فضل اللَّه بن حسين التوربشتي در شرح مصابيح در شرح حديث منزلت گفته و المستدل بهذا الحديث على انّ الخلافة كانت بعد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم الى على زائغ عن منهج الصّواب فان الخلافة فى الاهل فى حياته لا تقتضى الخلافة فى الامة بعد الممات و المقايسة التى تمسّكوا بها تتنقض عليهم بموت هارون قبل موسى عليهما السلام و انما يستدل بهذا الحديث على قرب منزلته و اختصاصه بالمواخاة من قبل الرّسول ص مىبينى كه شهاب توربشتى طعن و تشنيع بليغ بر كسى كه استدلال به اين حديث بر خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام نمايد سر داده كه بسبب مزيد حيف و زيغ او را بزيغ از منهج صواب نسبت داده و تصريح كرده كه خلافت در اهل در حيات مقتضى خلافت در امّت بعد ممات نيست پس اين عين مقال نواصب جاحدين است كه چنانچه ايشان حسب افاده مخاطب در تمسك اهل سنت قدح كردهاند و گفته كه اين خلافت نه آن خلافت بود كه محلّ نزاع است تا استحقاق آن خلافت به دادن اين خلافت شود الخ همچنان توربشتى بصراحت تمام سراييده