و نيز در « ازالة الخفا » بعد چند سطر از عبارت سابقه گفته :
[ چون اين كلام مجمل بر خاطر نشست ، اندكى مفصلتر بيان كنيم تا معرفت وسائط علم آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلم آسان گردد ، و آنچه گفته شود دستورى باشد براى شناختن آنچه نگفته باشيم :
اعظم ميراثى كه از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلم به امت مرحومه رسيد قرآن عظيم است ، و آن تا آخر زمان آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلم مجموع در مصاحف نبود ، مثل آنكه امروز منشئى منشآت خود را ، يا شاعرى قصائد و مقطعات خود را در بياضها و سفينهها در دست جماعة متفرقه گذاشته ، از عالم رود بمنزلهء عصافير اگر اندك بادى بجنبد شذر و مذر از هم متفرق شوند ، همچنين اين منشآت و قصائد بر شرف تلف باشند ، اگر آن كاغذها را آب برسد يا آتش در وى بگيرد يا حامل آن بميرد ، مانند أمس ذاهب و نابود گردد ، شاگرد رشيد از ميان ياران آن عزيز كمر همت بر بندد ، آن همه را به ترتيبى مناسب جمع كند ، و نسخههاى بسيار سازد و تصحيح كامل به كار برد ، و در عالم متفرق گرداند .
پس منت اين شاگرد رشيد بر گردن آنان كه از آن منشآت و اشعار مستفيد شوند ثابت است ، به همين دستور از محمد بن حسن [ 1 ] بر هر كه حنفي است منتى ثابت است ، و از بويطى [ 2 ] بر هر كه شافعى است نعمتى در گردن .
و اين جمع در مصاحف همان است كه
وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
[ 3 ] بر وى
هامش
[ 1 ] محمد بن الحسن الشيبانى الكوفى المتوفى بالرى سنة ( 189 ) ه .
[ 2 ] البويطى : يوسف بن يحيى القرشى صاحب الشافعى توفى سنة ( 231 ) ه .
[ 3 ] الحجر : 9 .