سوم : آنكه قرون متأخرهء ثعلبى مستمد است از او ، يعنى استعانت و استفاده از او مىنمايند ، و بر روايات و اخبار و تحقيقات و افادات متانت شعار او اعتماد و اعتبار مىكنند ، و ثعلبى اصل است و قرون متأخره فرع او .
چهارم : آنكه ثعلبى از جمله كسانى است كه منت ايشان بر گردن امت است ، گو بر ولد عزيز با تميز شاه ولى اللَّه يعنى مخاطب عالى تبار نباشد ! پنجم : آنكه ثعلبى سبب وصول و حصول سعادت دنيا و آخرت بابت مرحومهء جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله گشته .
ششم : آنكه ثعلبى سر گروه و مقتدا و مطاع مفسران است ، مثل أبى حنيفه به نسبت حنفيان ، و شافعى به نسبت شافعيان ، و عبد القادر به نسبت قادريان ، و خواجه نقشبند به نسبت نقشبنديان ، و خواجه معين الدين چشتى به نسبت چشتيان ، و قراء سبعه به نسبت قاريان ، و شيخ ابو الحسن اشعرى به نسبت متكلمان ، و محمد بن اسحاق به نسبت اهل سير .
هفتم : آنكه ثعلبى جمع علم نموده ، و آنچه پراكنده بود آن را بهم آورده .
هشتم : آنچه ثعلبى در تفسير خود آورده ، مأخوذ از سلف صالحين سنيه است ، و آن بمنزلهء لوح است ، گويا لوح محفوظ است از محو و اثبات ، و مصون از تطرق اغلاط و شبهات ، و اصل و مأخذ تحقيقات و تنقيحات متأخرين عالى درجات .
نهم : آنكه تحقيقات ثعلبى از قبيل تفسير مجمل و الحاق الشيء بالشيء لامر جامع است .
دهم : آنكه جمع شتات و تدوين متفرقات كه ثعلبى عالى صفات نموده ، بمنزلهء نقش بر لوح است . تلك عشرة كاملة .
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٥٨